خلوت حسین پناهی و کَلکِ زمان
به دستانم نگاه می کنم!
خالی
و خسته!
چقدر
کتاب ورق زده ام!
چقدر
نوشته ام!
چقدر
فکر کرده ام!
پندارم
این بود که ما هنوز به زندگی نرسیده ایم؛
و
برای رسیدن به آن زندگیِ موعود ذهنی اَم؛
من
و تو وُ مامان و لیلا وُ مینا؛
سوار
بر سورتمه ی زمان به پیش می رفتیم و کسی نبود که به ما بگوید:
هِی!عمو!
زندگی
همین است!
همین
تلویزیونِ آر.تی.آیِ سیاه و سفید!
همین
میگرن های مورثی!
همین
هار شدن بخاری نفتی!
همین
جست و خیزها وُ خنده های بی دلیل!
همین
برف ها وُ کلاغ ها که لهجه لُری داشتند انگار!
«آری! کسی نبود که به ما بگوید؛
تا
ما همیشه ندانیم»
همین
کَلکِ زمان است تا بگذرد و بگذری!
و
این چنین شد که گذشت و گذشتیم . . .
تو
یادت می آید؟
حسین پناهی
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم آذر ۱۳۹۱ ساعت توسط
|
امیرالمومنین(ع) : حکمت را هر کجا که یافتی فراگیر، زیرا حکمت گمشده هر مومن است...... اسم دنیا را شاید بتوان حکمتانه گذاشت! هرکس حکیم تر،حاکم تر! چه عالم زیبایی دارند حکما!