به جلو حرکت کن

اگر نمی توانی پرواز کنی ، پس بدو ، اگر نمی توانی بدوی ، پس قدم بزن، اگر قدم نمی توانی بزنی ، پس سینه خیز برو، اما هر کاری که می کنی ، به جلو حرکت کن .

- مارتین لوتر کینگ -

عبادت در کلام امام حسن عسکری(علیه السلام)

امام حسن عسکری(علیه السلام) فرمود: عبادت در زياد انجام دادن نماز و روزه نيست، بلكه عبادت با تفكّر و انديشه در قدرت بي منتهاي خداوند - در امور مختلف - است.

مستدرك الوسائل: ج 11، ص 183، ح 12690

وای بر احوال برگ بی درخت/محمدرضا شفيعي كدكني‏

گر درختی از خزان بی برگ شد
یا کرخت از سورت سرمای سخت
هست امیدی که ابر فرودین
برگ ها رویاندش از فر بخت
بر درخت زنده بی برگی چه غم؟
وای بر احوال برگ بی درخت

قدرتِ کلمات

قدرتِ کلماتت را بالا ببر نه صدایت را ،
این باران است که باعث رشد گلها میشود نه رعد و برق .

امید

تعدادي موش آزمايشگاهي رو به استخر آبي انداختند و زمان گرفتند تا ببينند چند ساعت دوام ميارندحداكثر زماني رو كه تونستند دوام بيارند 17 دقيقه بود.سري دوم موشها رو با توجه به اينكه حداكثر 17 دقيقه مي تونند زنده بمونند به همون استخر انداختنداما اين بار قبل از 17 دقيقه نجاتشون دادند.بعد از اينكه زماني رو نفس تازه كردند دوباره اونها رو به استخر انداختندحدس بزنيد چقدر دوام آوردند؟

26 ساعت! پس از بررسي به اين نتيجه رسيدند كه علت زنده بودن موش ها اين بوده كه اونها اميدوار بودند تا دستي باز هم اونها رو نجات بده وتونستند اين همه دوام بيارند!!

شکیبایی

شکیبایی؛ مادر اراده است!

اولین باش

اولین باش اولین كسی باش كه می‌خندد.

وقتی دلیلی برای خندیدن نمی‌بینی،

همان زمانی است كه بیشترین نیاز به خندیدن است.

اولین كسی باش كه می‌بخشد.

افكار منفی گذشته را برای همیشه كنار بگذار.

اولین كسی باش كه كاری را انجام می‌دهد.

هر چه زودتر اقدام كنی، كارهای بیشتری می‌توانی انجام دهی.

اولین كسی باش كه تشكر می‌كند،

برخورد حق شناسانه زندگیت را مملو از خوشبختی می‌كند.

اولین كسی باش كه با موقعیت‌های جدید و متفاوت وفق می‌یابد.

وقتی تغییرات را می‌پذیری كارهایت را با علاقه بیشتری انجام می‌دهی.

دیگر برای داشتن زندگی بهتر منتظر ننشین.

بلكه اولین كسی باش كه

به جلو حركت می كند و تنها كسی باش كه

سبب این حركت میشود

آموزش ارزش‌ها و عقاید  

بسیاری از والدین می‌خواهند که فرزندشان دارای صفاتی چون: صداقت، شجاعت، اعتماد به نفس،نظم، احترام، مهربانی و عدالت باشند.بچه‌های پیش دبستانی، رفتار خوب و بد را از رفتار دیگران و از تشویقی که هنگام خوش‌رفتاری دریافتمی‌کنند، می‌آموزند.

درک هر فرد از خوبی و بدی، به مرور زمان و با تأثیر گرفتن از خانواده، دوستان، جامعه، مذهب و وسایل ارتباط جمعی، شکل می‌گیرد.هر گاه فرزندتان در زندگی روزمره رفتاری ارزش‌مند از خود نشان داد، به او پاداش بدهید، آن‌ها با این کارشما سرشار از افتخار می‌شوند و این رفتار مورد تحسین را تکرار می‌کنند. با تکرار شدن رفتار کودک وتحسین شما، رفتار معمولاً به صورت خودجوش در می‌آید و با وجود کودک عجین می‌شود.

بهترین سن انتقال ارزش‌های خانوادگی چه زمانی است؟

والدین درسن11-9 سالگی فرزندانشان می‌توانند فرصت را مغتنم شمرده و با فرزندشان درباره‌یاخلاقیات صحبت کنند. چون:

  • در این سن کودکان با والدین خود رابطه نزدیک‌تری دارند.
  • بیش‌تر از سنین نوجوانی به والدینشان احترام می‌گذارند.
  • حرف شنوی بیش‌تری دارند.
  • هم‌چنین می‌توانند مفاهیم گسترده‌تری را درک کنند.

مهارت تصمیم‌گیری

کودکان باید مهارت‌های تصمیم‌گیری را از سنین پایین و در موقیت‌های روزمره تمرین کنند.می‌توانید به بچه‌های پیش دبستانی خود اجازه بدهید برای پوشیدن لباس، بازی یا دعوت‌کردن یکمهمانی کوچک خود، حداقل از میان دو گزینه دست به انتخاب بزنند، تا توانایی اساسی تصمیم‌گیری درکودک پرورش یابد.هر چه موقعیت‌های تصمیم‌گیری برای او بیش‌تر باشد، بیش‌تر به مشکلات مربوط به انتخاب‌کردن پیمی‌برد.

با این روش‌ها بچه‌ها در نهایت نسبت به توانایی خود برای اخذ تصمیم درست، اعتماد به نفس پیدامی‌کنند و می‌توانند در تمام زمینه‌ها از جمله زمینه‌هایی که به جنسیت آن‌ها مربوط می‌شود درستتصمیم بگیرند.بچه‌ها باید همزمان بیاموزند که هر تصمیمی پیامدهای خاص خود را دارد. اگر اجازه بدهیم که با پیامدتصمیم‌های خود رو به رو شوند تجربیات خوبی کسب می‌کنند.

میرزا تقی‌خان فراهانی و اقداماتش ( امیرکبیر)

 میرزا تقی‌خان فراهانی که از رجال نامی ایران است سال ۱۲۲۲ هجری قمری متولد شد. همزمان با به قدرت رسیدن ناصرالدین شاه در ۲۱ ذی‌القعده ۱۲۶۴ هجری قمری به مقام صدارت انتخاب شد. پدرش کشاورز رنج‌کشیده‌ای بود که سپس آشپز شد.

 به همراه پدر به دستگاه قائم مقام فراهانی (صدراعظم مقتول محمدشاه) راه یافت و چون آثار کارایی و لیاقت از‌‌ همان آغاز کار در او نمایان بود، به سمت منشیگری قائم مقام انتخاب شد و بعد‌ها به معاونت میرزا محمدخان زنگنه منصوب شد. امیرکبیر در زمان محمد شاه چند بار در مأموریت‌های سیاسی به کشورهای روسیه و عثمانی رفت و مشاهده تحولات آن کشور‌ها او را به‌ اندیشه اصلاحاتی در ساختار استبداد داخلی و استعمار خارجی دولت در ایران انداخت. میرزا تقی‌خان پس از رسیدن به صدارت با خواهر تنی شاه ازدواج کرد و بیش از پیش به ناصرالدین شاه نزدیک شد. در آغاز صدارت امیرکبیر، اوضاع داخلی کشور از نظر سیاسی، اقتصادی و اداری کاملاً آشفته بود. او توانست در مدت کوتاه صدارت خود این همه نابسامانی را بهبود بخشد. برخی از اقدامات او از این قرار بود: قطع مواجب و مستمری‌های زیاد- تعدیل دخل و خرج- تربیت بروات خزانه ایران، اصلاحات مالی، اداره جاسوسی امیر، معتمدین- تأسیس روزنامه و چاپخانه- ترجمه کتب- فرستادن محصل به خارجه- تأسیس دارالفنون- تأمین امنیت و حفظ اموال مردم- جلب مستشار و معلم خارجی- تشویق زراعت- آبیاری، انتقال آب نهر کرج به تهران- تشویق صنایع داخلی- ترغیب مردم به مصرف کالاهای ایرانی- اصلاح روند تجارت- چاپارخانه- ایجاد بازار و کاروانسرا در تهران- نظامات حمام‌ها- جرایم سنگین فرار از آبله‌کوبی- جلب صاحب منصبان خارجی- شکستن آئین بست‌نشینی افراد فاسد در مکان‌های مقدس- تدوین نظام‌نامه‌ها- ساختن اسلحه در داخله- دشمنی با دزدی و دزد- مبارزه با رشوه‌خواری- رفع تعدی از مردم و جلوگیری از دخالت بیگانگان در امور مملکتی- ایجاد سفارتخانه‌ها و کنسولگری‌ها- تأسیس وزارتخانه- متأسفانه تمامی اقدامات امیرکبیر در مورد اصلاح امور مملکتی در دسترس نمی‌باشد ولی اهم آن‌ها به اختصار در ۱۰ سرفصل ارائه می‌شود.

۱- محدود کردن القاب و عناوینی که به افراد از سوی دربار داده می‌شد

 در تمام دوران پادشاهی سلسله قاجار این رسم بین دربار ایشان بود که به اشخاص بدون هیچ ضابطه‌ای عناوین مختلف داده می‌شد. این عناوین و القاب باعث می‌شد که آنان به مردم ضعیف‌تر زورگویی کنند و مردم نسبت به دربار بدگمان شوند. امیرکبیر با توجه به این مسئله در نخستین روزهای صدارت خود این رفتار را با تدبیری مقتدرانه محدود و کاهش داد تا کسی نتواند با این حربه مردم ضعیف‌تر را مورد ظلم و ستم قرار دهد. ولی پس از شهادت امیرکبیر و روی کار آمدن میرزا آقاخان نوری دوباره رسم تهوع‌آور و لقب‌سازی برقرار شد و این شیوه ناهنجار در اواخر دوران ناصرالدین شاه چنان اوج گرفت که افتضاح بسیار به وجود آورد.

۲- مبارزه با رشوه‌خواری

امیرکبیر چون از‌‌ همان دوران جوانی به سمت منشیگری دربار محمدشاه راه یافته بود در امور دولتی آن زمان نیز تبحر خاص داشت و به عینه مشاهده می‌کرد که مأموران دولت با رشوه گرفتن حق را ناحق می‌کنند. این عمل باعث سلب اعتماد مردم از دولت می‌گشت. امیر با علم به این مسئله در بدو شروع صدارت خود بشدت با این عمل مبارزه می‌کرد و چون در همه جا جاسوسی داشت هرگاه کسی در این امور تخطی داشت او را بشدت مجازات می‌کرد تا عبرتی برای دیگران باشد. امیرکبیر در مورد رشوه‌گیران، به ویژه قاضیان سختگیر بود و کوچکترین اغماض و گذشتی را در این مورد در صلاح ملک و ملت نمی‌دانستند. سختگیری دولت او را در پاک کردن محکمه‌ها و دادگاه‌های شرعی از آلودگی رشوه‌خواری یاری می‌کرد.

۳- سر و سامان دادن به دخل و خرج کشور

امیرکبیر از ابتدای صدارت زمام کلیه امور مملکتی را از کشوری و لشکری و حساب و دفتر و دیوان گرفته تا سیاست خارجه خود به دست گرفت. امیر چون از جوانی در دربار بود با مصرف مخارج بیهوده و حقوق بالای درباریان و شاهزادگان به خوبی واقف بود. با توجه به این مسئله امیر حقوق این افراد را کم کرد و مخارجی که دربار بیهوده مصرف می‌کردند کاهش داد. با این عمل خزانه دولت نسبتاً بهبود یافت و مخارجی که مصرف می‌شد بیشتر به گسترش صنایع داخلی و تجارت تولیدات وطنی معطوف می‌گشت.

۴- تنظیم مالیات‌ها و رونق بخشیدن به تجارت داخلی و خارجی

قبل از صدارت امیرکبیر دریافت مالیات به نحو مطلوب از اقشار مختلف مردم انجام نمی‌گرفت مثلاً درباریان از پرداخت مالیات معاف بودند ولی بعد از صدارت، امیر با گروهی از صاحب منصبان علوم مالی آن زمان مشورت کرد و جداولی تنظیم کردند که بر مبنای آن از هر گروه مالیات نسبتاً‌ عادلانه‌ای دریافت می‌شد. در آن زمان عشق و علاقه مردم به خرید اجناس انگلیسی زیاد بود و مردم تا می‌توانستند از خرید کالاهای داخلی اجتناب می‌ورزیدند.

۵- امیرکبیر و حمایت از صنایع داخلی

امیرکبیر در موارد دیگر هم سعی داشت کشور را از وابستگی برهاند و از خارج شدن طلای ایران برای وارد کردن اجناس خارجی جلوگیری کند. برای جلوگیری از ورود پارچه از وزیر مختار انگلیس خواست که او را در ساختن یک کارخانه پارچه‌بافی یاری دهد اما وزیر مختار انگلیس موافقت نکرد.

۶- مجمع‌الصنایع

امیرکبیر به گسترش صنایع اهمیت فوق‌العاده می‌داد. مؤلف امیرکبیر و ایران در این مورد می‌نویسد از تأسیسات امیر مجمع‌الصنایع است. چنانکه بازار و سرای اتابکی را جهت ترقی تجارت بساخت، مجمع‌الصنایع را برای ترویج فن و هنر بنیان نهاد.

۷- اعزام عده‌ای به اروپا برای فراگرفتن حرف، صنایع مختلف و توسعه کشاورزی

همان‌طور که اشاره شد امیرکبیر در مدت صدارتش چند سفر به کشورهای خارجه از جمله روسیه و عثمانی داشت. در این مسافرت‌ها امیر از صنایع و پیشرفت حرف مختلف در آن کشور‌ها آگاهی یافت. بر مبنای این اصل موفق شد عده‌ای را برای فراگیری حرف و صنایع مختلف به آن کشور‌ها اعزام کند تا بعد‌ها از آنان جهت توسعه و پیشرفت صنایع داخلی استفاده نماید. امیر برای کشاورزی اهمیتی خاص قائل بود و با هر کس که باعث خسارت در زراعت مردم می‌شد به سختی برخورد می‌کرد و به لحاظ رونق بخشیدن به تولید مواد غذایی تقریباً از کشاورزان مالیات دریافت نمی‌کرد.

۸- جرایم سنگین فرار از آبله‌کوبی و امور بهداشتی

در ماه صفر سال ۱۲۶۷ به امیرکبیر اطلاع دادند که در شهر تهران چند بیمار مبتلا به آبله پیدا شده‌اند که معالجات در مورد آن‌ها مؤثر واقع نشده و مرده‌اند. امیر از شنیدن این خبر بشدت نگران شد و فوراً امر کرد در تمام شهر تهران و ولایات نزدیک برنامه آبله‌کوبی اجرا شود تا بیماری گسترش نیابد و مردم نجات پیدا کنند. در آن روز‌ها تزریق واکسن آبله و بیماری‌های دیگر مرسوم نبود و مردم راضی نبودند که واکسن پیشگیری این بیماری به آن‌ها تزریق شود. از طرفی چند تن از مارگیر‌ها و دعانویس‌ها در شهر این‌طور شایع کردند که تزریق واکسن موجب نفوذ اجنه در خون می‌شود و ممکن است شخص به غش مبتلا شود. چند روزی پس از آغاز آبله کوبی به امیر خبر دادند که مردم از روی جهل و نادانی حاضر نیستند واکسینه شوند و از بیماری مصون بمانند. در‌‌ همان حال از یک مریضخانه دیگر خبر رسید که پنج نفر به علت ابتلا به بیماری آبله فوت کردند. امیرکبیر فوراً دستور داد که هر کس حاضر نشود آبله بکوبد، باید پنج تومان به صندوق دولت جریمه بپردازد.

۹- تأسیس بیمارستان دولتی

تا قبل از صدارت امیر، معالجه بیماران در ایران وضعی بسیار دردناک داشت. جن‌گیران، دعانویسان، پیرزنان و پیرمردانی که ادعای طبابت داشتند به معالجه بیماران مشغول می‌شدند. داروهایی که آنان تجویز می‌کردند اغلب نه تنها موجب سلامتی بیمار نمی‌شد بلکه بر بیماری می‌افزود. تأسیس مریضخانه دولتی و به کارگماردن طبیبان و حکیمان تحصیلکرده و با تجربه از دیگر اقدامات سودمند امیرکبیر بود.

۱۰- ایجاد سپاه منظم و اقدام برای ساختن تفنگ

در سفرهایی که امیرکبیر به کشورهای خارج نمود مشاهده کرد که نظامیان دول خارجه از سپاهی منظم برخوردارند و در صورت تهاجم کشورهای متخاصم چگونه صف‌آرایی می‌کنند. پس از صدراعظمی در ایران، امیرکبیر تلاش فراوان کرد که وضع آرایش لشکر و نظم و انضباط را در میان نظامیان بهبود بخشد. 

 روحش شاد

پس این موس کو؟!

سهراب سپهری:

بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریم...

ادامه نوشته

قیمت ...

این تصویر، برگزیده ششمین جشنواره دو سالانه عکس مستند ونکور کانادا می باشد که منجر به سکوت یک دقیقه ای هیات داوری شد!

خواهم ورقی نوشتن از عشق

کآسان نتوان گذشتن از عشق

عشق است طریق آشنایی

دل یافت ز عشق روشنایی

 

سرگذشت چمن/ابتهاج

ز سرگذشت چمن دل به درد می آید
ببند پنجره را باد سرد می آید

دریغ باغ گل سرخ من که در غم او
همه زمین و زمان زار و زرد می آید

نمی رود ز دل من صفای صورت عشق
و گر بر آینه باران گرد می آید

به شاهراه طلب نیست بیم گمراهی
که راه با قدم رهنورد می آید

تو مرد باش و میندیش از گرانی درد
همیشه درد به سروقت مرد می آید

دگر به سوز دل عاشقان که خواهد خواند
دلم ز ناله ی بلبل به درد می آید

3 جمله ی زیبا از وین دایر در کتاب ندای درون  

 متعهد شوید هر روز دست کم یک بار به دیگران مهربانی کنید و انتظار تشکر و قدرشناسی هم نداشته باشید.

 صبح ها قبل از اینکه از خواب برخیزید و شب ها قبل از خوابیدن، یک یا دو دقیقه در سکوت به یاد خدا باشید. از او سپاسگزاری کنید و با صدای بلند بگوئید: «می خواهم احساس خوبی داشته باشم».

زندگی خود را وقف کاری کنید که آگاهی شما را نسبت به الوهیت درونتان باز می تاباند. شما مخلوقی باشکوه، نابغه ای ماندگار و استادی خلاق هستید؛ مهم نیست که دیگران درباره ی شما چه عقیده ای دارند. زمانی را در سکوت به کشف و تجلی سرشت الهی خود اختصاص دهید.

 

هر روزت را قضاوت کن

هر روزت را قضاوت کن؛ نه بر اساس خرمنی که جمع کرده ای، بلکه با بذرهایی که کاشته ای

رابرت لویی استیونسون

وین دایر

قبل از سخن گفتن به خاطر داشته باشید كه مردم واقعا به كسانی احترام می گذارند كه مشتاق هستند حقیقت را بگویند... و مهمتر از آن اینكه صادقانه زندگی می كنند.

وین دایر

مجسمه زیبا و تاریخی آناهیتا واقع در  یستر صوفی چای مراغه

بهترین منابع غذایی برای کاهش چین و چروک‌های پوستی

کارشناسان تغذیه همواره توصیه می‌کنند که استفاده از فرآورده‌های طبیعی و محصولات گیاهی بهترین روش برای جوانتر و شاداب‌تر ماندن پوست و کاهش چین و چروک‌های صورت است.

 این کارشناسان در مقاله جدید فهرستی از این محصولات طبیعی را ارائه کرده‌اند که استفاده از آنها روند پیروی پوست را به تعویق می‌اندازد و چهره را جوانتر نگه می‌دارد.

این محصولات طبیعی عبارتند از:

- سبزیجات با برگ‌های بزرگ و سبزرنگ مانند اسفناج و کاهو که منابع غنی از لوتین و زیاکزانتین‌ هستند. مطالعات نشان می‌دهد که مواد غذایی غنی از این دو نوع آنتی‌اکسیدان خطر ابتلا به عارضه تحلیل نقطه ماکولار چشم ناشی از افزایش سن را کاهش می‌دهند و همچنین با مقابله با رادیکال‌های آزاد از آسیب دیدن پوست جلوگیری می‌کنند.

- تمشک آبی نیز سرشار از آنتی‌اکسیدان‌هایی است که مانع از پیری زودرس می‌شوند و در عین حال از بروز سرطان نیز جلوگیری می‌کنند. همچنین آنتوسیانین‌های موجود در تمشک آبی برای مقابله با استرس اکسیدیته که یکی از عوامل مهم پیری است، مفید است.

- ریشه‌های خوراکی زرد و نارنجی رنگ مانند هویج سرشار از بتاکاروتن هستند. این سوپر آنتی اکسیدان‌ها نیز برای حفظ سلامت پوست و چشم‌ها موثرند. سیب‌زمینی شیرین و کدو حلوایی نیز از این جمله منابع غذایی هستند.

- کلم بروکلی نیز به دلیل دارا بودن یک آنتی‌اکسیدان قوی موسوم به کورستین خاصیت ضد التهابی بالایی دارد و با فاکتورهای ایجاد کننده پیری مقابله می‌کند.

- تخم‌مرغ ارگانیک نیز در پیشگیری از پیری زودرس مفید است. هر عدد تخم‌مرغ حاوی ۹ اسید آمینه ضروری و همچنین غنی از پروتئین‌ها و ویتامین D طبیعی است که مصرف انواع سالم و غیر آلوده آن به صورت خام در حفظ جوانی و شادابی پوست موثر است.

- آلوئه‌ورا نیز خواص ضد پیری فوق‌العاده‌ای دارد و مکملی مناسب برای دوران سالمندی است. آب این گیاه پوست را ترمیم می‌کند و حتی آثار پیری پوست را از بین می‌برد. مصرف آب آلوئه‌ورا باعث کاهش چروک‌های عمیق پوستی می‌شود و خاصیت انعطاف‌پذیری پوست را افزایش می‌دهد.

- سیر نیز حاوی آنتی‌ اکسیدانی قوی موسوم به آلیوم است که در مقابله با مولکول‌های مضر رادیکال آزاد، حفظ سلامت پوست و تقویت سیستم دفاعی بدن بسیار مفید و موثر است.

تورنتو نیوز

 

آدمهای تازه به دوران رسیده

دررفاقت مراقب آدمهای تازه به دوران رسیده باشیم.. هرگز به دیواری که تازه رنگ شده تکیه نباید کرد!

فرصت های زندگی را دریابیم

انسان چیست ؟
شنبه: به دنیا می آید.
یكشنبه: راه می رود.
دوشنبه: عاشق می شود.
سه شنبه: شكست می خورد.
چهارشنبه: ازدواج می كند.
پنج شنبه: به بستر بیماری می افتد.
جمعه: می میرد

فرصت های زندگی را دریابیم و بدانیم که فرصت با هم بودن چقدر محدود است ... 

از دلنوشته های پروفسور حسابی 

پنیر مجانی

زندگی به من آموخت هر چیز قیمتی دارد ،

پنیر مجانی فقط در تله موش یافت می شود !

بسیار سفر باید

بسیار سفر باید تا پخته شود خامی
صوفی نشود صافی تا درنکشد جامی

گر پیر مناجات ست ور رند خراباتی
هر کس قلمی رفته‌ست بر وی به سرانجامی

فردا که خلایق را دیوان جزا باشد
هر کس عملی دارد من گوش به انعامی

ای بلبل اگر نالی من با تو هم آوازم
تو عشق گلی داری، من عشق گل اندامی

سروی به لب جویی گویند چه خوش باشد
آنان که ندیدستند سروی به لب بامی

روزی تن من بینی قربان سر کویش
وین عید نمی‌باشد الا به هر ایامی

ای در دل ریش من مهرت چو روان در تن
آخر ز دعاگویی یاد آر به دشنامی

باشد که تو خود روزی از ما خبری پرسی
ور نه که برد هیهات از ما به تو پیغامی

گر چه شب مشتاقان تاریک بود اما
نومید نباید بود از روشنی بامی

 سعدی» به لب دریا دردانه کجا یابی؟
در کام نهنگان رو گر می‌طلبی کامی

سعدی

اوست گرفته شهر دل

اوست نشسته در نظر، من به کجا نظر کنم؟

اوست گرفته شهر دل، من به کجا سفر برم؟
مولانا

ﻧﺸﺎﻳﺪ ﻛﻪ ﻧﺎﻣﺖ ﻧﻬﻨﺪ ﺁﺩﻣﻲ

ﻣﻌﻠﻢ ﺍﺳﻢ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﻛﺮﺩ
ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﭘﺎﻱ ﺗﺨﺘﻪ ﺭﻓﺖ ،

 ﻣﻌﻠﻢﮔﻔﺖ: ﺷﻌﺮ ﺑﻨﻲ ﺁﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻥ!

ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯ ﺷﺮﻭﻉ ﻛﺮﺩ:

ﺑﻨﻲ ﺁﺩﻡ ﺍﻋﻀﺎﻱ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮﻧﺪ
ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻓﺮﻳﻨﺶ ﺯ ﻳﻚ ﮔﻮﻫﺮﻧﺪ
ﭼﻮ ﻋﻀﻮﻱ ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﺁﻭﺭﺩ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ
ﺩﮔﺮ ﻋﻀﻮﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﻤﺎﻧﺪ ﻗﺮﺍﺭ
ﺑﻪ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﻛﻪ ﺭﺳﻴﺪ ﻣﺘﻮﻗﻒ ﺷﺪ ،ﻣﻌﻠﻢﮔﻔﺖ: ﺑﻘﻴﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻥ! ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﮔﻔﺖ: ﻳﺎﺩﻡ ﻧﻤﻲ ﺁﻳﺪ ، ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺖ: ﻳﻌﻨﻲﭼﻲ ؟ﺍﻳﻦ ﺷﻌﺮ ﺳﺎﺩﻩ ﺭﺍ ﻫﻢ ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺘﻲﺣﻔﻆ ﻛﻨﻲ؟!

 ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﮔﻔﺖ:ﺁﺧﺮﻣﺸﻜﻞ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻣﺮﻳﺾ ﺍﺳﺖ ﻭﮔﻮﺷﻪ ﻱ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ،ﭘﺪﺭﻡ ﺳﺨﺖ ﻛﺎﺭﻣﻴﻜﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﻣﺨﺎﺭﺝ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺑﺎﻻﺳﺖ، ﻣﻦﺑﺎﻳﺪ ﻛﺎﺭﻫﺎﻱ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﺪﻫﻢ ﻭﻫﻮﺍﻱ ﺧﻮﺍﻫﺮ ﺑﺮﺍﺩﺭﻫﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺩﺍﺷﺘﻪﺑﺎﺷﻢ ﺑﺒﺨﺸﻴﺪ،

 ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺖ: ﺑﺒﺨﺸﻴﺪﻫﻤﻴﻦ؟!ﻣﺸﻜﻞ ﺩﺍﺭﻱ ﻛﻪ ﺩﺍﺭﻱ ﺑﺎﻳﺪﺷﻌﺮ ﺭﻭ ﺣﻔﻆ ﻣﻴﻜﺮﺩﻱ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﺗﻮ ﺑﻪﻣﻦ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﻧﻤﻴﺸﻪ!

ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯ ﮔﻔﺖ:

ﺗﻮ ﻛﺰ ﻣﺤﻨﺖ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺑﻲ ﻏﻤﻲ

ﻧﺸﺎﻳﺪ ﻛﻪ ﻧﺎﻣﺖ ﻧﻬﻨﺪ ﺁﺩﻣﻲ

آسایش بزرگان چیست؟

شنیده اید که آسایش بزرگان چیست؟
برای خاطر بیچارگان نیاسودن

به کاخ دهر که آلایش است بنیادش
مقیم گشتن و دامان خون نیالودن

همی ز عادت و کردار زشت کم کردن
هماره بر صفت و خوی نیک افزودن

ز بهر بیهده، از راستی بری نشدن
برای خدمت تن روح را نفرسودن

رهی که گمرهیش در پی است نسپردن
دری که فتنه اش اندر پس است نگشودن 

پروین اعتصامی

عشق

عشق از ازل است و تا ابد خواهد بود

جوینده عشق بی‌عدد خواهد بود

فردا که قیامت آشکارا گردد

هرکس که نه عاشق است رد خواهد بود

  مولانا

تفاهم!

گندم» ندهد بار، چو «جو» می‌کاری!

بد می‌کنی و نیک طمع می‌داری
هم بد باشد سزای بدکرداری

با اینکه خداوند، کریم است و رحیم
گندم» ندهد بار، چو «جو» می‌کاری!


 مولانا

لئوناردو داوينچي و تابلو "شام آخر"

لئوناردو داوينچي موقع كشيدن تابلو "شام آخر" دچار مشكل بزرگي شد: مي بايست "نيكي را به شكل عيسي" و "بدي را به شكل "يهودا" يكي از ياران عيسي كه هنگام شام تصميم گرفت به او خيانت كند، تصوير مي كرد. كار را نيمه تمام رها كرد تا مدل‌هاي آرماني‌اش را پيدا كند
روزي در يك مراسم همسرايي, تصوير كامل مسيح را در چهره يكي از جوانان همسرا يافت. جوان را به كارگاهش دعوت كرد و از چهره اش اتودها و طرح‌هايي برداشت. سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقريباً تمام شده بود ؛ اما داوينچي هنوز براي يهودا مدل مناسبي پيدا نكرده بود
كاردينال مسئول كليسا كم كم به او فشار مي آورد كه نقاشي ديواري را زودتر تمام كند. نقاش پس از روزها جست و جو , جوان شكسته و ژنده پوش مستي را در جوي آبي يافت. به زحمت از دستيارانش خواست او را تا كليسا بياورند , چون ديگر فرصتي بري طرح برداشتن از او نداشت. گدا را كه درست نمي فهميد چه خبر است به كليسا آوردند، دستياران سرپا نگه‌اش داشتند و در همان وضع داوينچي از خطوط بي تقوايي، گناه و خودپرستي كه به خوبي بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداري كرد
وقتي كارش تمام شد گدا، كه ديگر مستي كمي از سرش پريده بود، چشمهايش را باز كرد و نقاشي پيش رويش را ديد، و با آميزه اي از شگفتي و اندوه گفت: "من اين تابلو را قبلاً ديده ام!" داوينچي شگفت زده پرسيد: كي؟! گدا گفت: سه سال قبل، پيش از آنكه همه چيزم را از دست بدهم. موقعي كه در يك گروه همسرايي آواز مي خواندم , زندگي پر از رويايي داشتم، هنرمندي از من دعوت كرد تا مدل نقاشي چهره عيسي بشوم
"مي توان گفت: نيكي و بدي يك چهره دارند ؛ همه چيز به اين بسته است كه هر كدام كي سر راه انسان قرار بگيرند." 
پائولو كوئيلو

مهارت تصميم‌گيري

 مهارت تصميم‌گيري از نگاه قرآن چگونه است؛

خداوند در سوره آل عمران آيه 159 مي‌فرمايند: «وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى الله» و در كارها، با آنان مشورت كن! اما هنگامي كه تصميم گرفتي، ( قاطع باشد! و ) بر خدا توكل كنو يا در سوره رعد آيه 11 مي‌خوانيم «انَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّیَ یُغَیِّروا ما بِاَنفُسِهِم» خداوند سرنوشت هيچ قوم (و ملتي) را تغيير نمي‌دهد مگر آنكه آنان آنچه را در خودشان است تغيير دهند!و يا در سوره (مومنون 115) آمده كه «انسان بيهوده آفريده نشده است».

مهارت تصميم‌گيري از نگاه پيامبر(ص) و ائمه(ع) نيز مورد توجه بوده و در سخنان ارزشمند ايشان نيز همواره به اين موضوع اشاره شده است:

امام علي (ع)مي‌فرمايند: در تصميمات و اقدامات خدا را در نظر آوريد.

پيامبر (ص) نيز فرموده‌اند: از ما نيست كسي كه فال بد بزند.

در حديث ديگري از امام علي (ع) مي‌خوانيم: هنگامي كه جوانب امور روشن شد با سرعت و قاطعيت تصميم بگيريد و اقدام كنيد.
امام علي (ع): از انجام كاري كه مجبور به انكار يا پوزش آن مي‌شويد پرهيز كنيد
ايشان همچنين مي‌فرمايند: اگر مشورت نكنيد تباه مي‌شويد.
پيامبر (ص) نيز مي‌فرمايند: بر ناداني فرد همين بس كه دلبسته راي خويش باشد.
 امام علي (ع): در تصميمي كه با دورانديشي همراه نباشد خيري نيست.
امام علي (ع): قطعا براي شما هدفي است نهايي، پس تا وصول آن تلاش كنيد.

همچنين دانشمندان و شاعران نيز درباره مهارت تصميم‌گيري گفته‌اند:
 " كسي كه عزم راسخ دارد جهان را مطابق ميل خود تغيير مي‌دهد" . (گوته)
نتيجه اراده ضعيف حرف است و نتيجه اراده قوي عمل" (لويون)
تصميم شبيه به ماهي است. گرفتنش آسان است و نگاه داشتن دشوار". (الكساندر دوما)
 مشورت ادراك و هشياري دهد- عقل‌ها مر عقل را ياري دهد (مولوي)
هرگاه كسي با تمام وجود تصميم به انجام كاري مي‌گيرد، عنايت الهي همراه او مي‌شود" . ( گوته)
رباب و چنگ به بانك بلند مي‌گويند- كه گوش هوش به پيغام اهل راز كنيد (حافظ)
اهداف نه تنها زندگي ما را تحت‌الشعاع قرار مي‌دهند، بلكه موثرترين عوامل انگيزه بخش هستند كه مي‌توانيم داشته باشيم" ( هال اربال)
يك رويا هدف مي‌شود و هدف به موفقيت و پيروزي مي‌انجامد. كليد دستيابي به يك موفقيت بزرگ، اين است كه آدم بتواند ذهنش را تمام و كمال روي مهمترين كار يا هدفي كه در زندگي‌اش دارد متمركز كند، آن را درست انجام بدهد و تا آن را به پايان نرسانده، دست از كار و كوشش برندارد."‌(برايان تريسي)

اگر بتواني خودت را ببيني كه به هدف رسيده‌اي نيمي از راه را طي كرده‌اي". ( تام هاپكينز)

جان هواپرستان در فكر عاقبت نيست - گرد هدف نگردد تيري كه شد هوايي ( صائب تبريزي )

 

لخته خون = سکته  / علایم سکته

گاهی حمله منجر به فوت افراد نمی شود اما آنها در شرایطی بدتر از مرگ مجبور به ادامه زندگی می شوند.

یک متخصص اعصاب اعلام کرده است که اگر شخصی را که دچار حمله شده در 3 ساعت به بیمارستان منتقل کنند می توان عوارض ناشی از حمله را به طور کامل از بین برد. بله به طور کامل!! وی می گوید روش شناسایی حمله و رساندن بیمار به درمانهای پزشکی در کمتر از 3 ساعت به شناسایی علایم آن بستگی دارد:

شناسایی علایم سکته:

در برخی موارد شناسایی علایم سکته کار بسیار سختی است.

متاسفانه نا آگاهی افراد می تواند منجر به فاجعه ای جبران ناپذیر شود. سکته می تواند باعث مرگ یا آسیب مغزی فرد گردد و این در حالیست که اطرافیان شخص حتی متوجه علایم سکته نشده اند.

پزشکان اعلام کرده اند که اطرافیان قربانی می توانند تنها با پرسیدن سه سوال ساده متوجه علایم سکته شوند.(هیچ گاه این سه حرف را فراموش نکنید: لحد)

ل: از شخص بخواهید تا لبخند بزند.

ح: از شخص بخواهید که حرف بزند یا یک جمله ساده را به درستی ادا کند.( مثلا: امروز هوا آفتابی است)

د: از وی بخواهید هر دو دستش را بلند کند.

اگر فرد در انجام هر کدام از موارد زیر مشکل داشت ، در اسرع وقت با اورژانس تماس گرفته و علایم را برای امدادگران توضیح دهید.

و اما نشانه چهارم سکته: از وی بخواهید زبان خود را بیرون بیاورد. اگر زبان وی به راست یا چپ متمایل شده بود، بدانید که شخص دچار حمله شده است.

خرد غایى


هیچ کس به خرد غایى نرسد، مگر آن را در خود جست وجو کند.             اینشتین

ما برون را ننگریم و قال را...

زكات عقل

امام علی(ع):زكوةُ العَقلِ احتِمالُ الجُهّالِ


زكات عقل تحمّل نادانان است.


تصنیف غررالحکم و دررالکلم،ص56،ح527

توان در چیست؟

کلاه فروشی روزی...

کلاه فروشی روزی از جنگلی می گذشت. تصمیم گرفت زیر درخت مدتی استراحت کند. لذا کلاه ها را کنار گذاشت و خوابید. وقتی بیدار شد متوجه شد که کلاه ها نیست . بالای سرش را نگاه کرد . تعدادیمیمون را دید که کلاه ها را برداشته اند.
فکر کرد که چگونه کلاه ها را پس بگیرد. در حال فکر کردن سرشرا خاراند و دید که میمون ها همین کار را کردند. او کلاه را ازسرش برداشت و دید که میمون ها هم از او تقلید کردند.به فکرش رسید که کلاه خود را روی زمین پرت کند. لذا این کار را کرد. میمونها هم کلاهها را بطرف زمین پرت کردند. او همه کلاه ها را جمع کرد و روانه شهر شد.
سالهای بعد نوه او هم کلاه فروش شد. پدر بزرگ این داستان را برای نوه اش تعریف کرد و تاکید کرد که اگر چنین وضعی برایش پیش آمد چگونه برخورد کند. یک روز که او از همان جنگل گذشت در زیر
درختی استراحت کرد و همان قضیه برایش اتفاق افتاد.
او شروع به خاراندن سرش کرد. میمون ها هم همان کار را کردند. او کلاهش را برداشت,میمون ها هم این کار را کردند. نهایتا کلاهش را بر روی زمین انداخت. ولی میمون ها این کار را نکردند.
یکی از میمون ها از درخت پایین آمد و کلاه را از روی زمین برداشت و در گوشی محکمی به او زد و گفت : فکر می کنی فقط تو پدر بزرگ داری !

بنی آدم اعضای یک پیکرند؟!!

انسان آنگاه به کمال میرسد که...

انسان آنگاه به کمال میرسد که بداند
او چیزی نیست ،مگر ذره ای بی مُنتها
دریایی بی کرانه،آتشی نامیرا،
روشنایی خاموش ناشدنی،بادی ملایم و یا توفانی توفنده،
آسمانی که می غرد،ابری باران زا،جویباری نغمه خوان
نهر کوچک و نالان،درختی غرق در شکوفه های بهار
نهالی عریان در خزان،کوهی بلند،دره ای عمیق،دشتی سرسبز
کویری خشک،
آنگاه که انسان این را بداند
به نیمی از کمالِ خویش نایل شده است .
او برای رسیدن به مقصد،باید بداند که کودکی ست، محتاجِ مادر،
پدری مسئول خانواده اش
جوانی که در عشق گم شده است،
عابدی که در معبدی متروک سر به نیایش می ساید
گناهکاری در زندان
دانشمندی سرگردان در میانِ نوشته هایِ خود
روحی فراموشکار که بین تاریکیِ شب ها و ابهامِ روزهایش پَرسه میزند
راهبه ای که در میان گل های ایمان و خارهای تنهایی،رنج میبرد
فقیری که بینِ تلخی نیاز و تلخی تقاضا مانده است
ثروتمندی که بینِ حرص و رایحه یِ وجدان گرفتار است
شاعری که در میانه یِ مِهِ شامگاهی و پرتوِ سپیده دمان گام برمیدارد
کسی که می تواند این ها را تجربه کند ببیند و بشناسد به کمال رسیده است
" او " اکنون سایه ای از سایه یِ خداوند است.

جبران خلیل جبران

کمک رسانی!!!

7 نصیحت مولانا