..موشه دید زن صاحبخونه داره تله موش میزاره...بدو بدو رفت سراغ"گاو"."گوسفند"و"مرغ" و گفت:زن صاحبخونه تله موش گذاشته...هرسه با تمسخر گفتند:این مشکل توست.موش به لانه برگشت..یکمرتبه صدای تله امد...زن صاحبخانه فکر کرد موش است..در تاریکی دست دراز کرد ..ماری در تله افتاده بود اورازد..مرغ را کشتند برای زن سوپ پختند..!گوسفند را قربانی کردند تا شفا یابد..!و گاو را هم برای مراسم ختم سر بریدند.......!!!!