X
تبلیغات
حکمتانه .................... Hekmataneh
حکمتانه .................... Hekmataneh
 
قالب وبلاگ

بی تو لائیم و نگارا با تو الاّ می شویم


موضوعات مرتبط: حکمت، ادب و هنر
[ سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 ] [ ] [ ]
     همه ی ما شنیده ایم که موشها با وجود اینکه موجودات کوچکی بودند ، در میان تمام تحولات آب و هوایی کره ی زمین نسل هاست که زنده مانده اند و هر نسل خودش را با شرایط جدید محیطی تطبیق داده و دایناسورها در مقابل با وجود اینکه روزی بزرگترین موجودات این کره ی خاکی بودند چون نخواستند تغییر کنند و با شرایط جدید خودشان را تطبیق بدهند منقرض شدند !

تمدنها و انسان ها به مراتب بیش از موجودات دیگر نیاز دارند به موقع و درست تغییر کنند .
در کتاب عصر سنت گریزی (مدیریت و سازمان در قرن 21 ) به این مقوله از نگاه چارلزي هندي پرداخته شده است و مطالعه ی آن برای کسانی که علاقمند به حفظ و بقای سازمانشان هستند می تواند بسیار مفید و جذاب باشه ...

لطفا برای مطالعه ی خلاصه کتاب به اینجا :
http://onlinemanagers.ir/EMag/ContentDetails.aspx?cid=1258

موضوعات مرتبط: علمی
[ دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390 ] [ ] [ ]
1-  اگر تصویر در رایانه خودتان است باید ابتدا آنرا در شبکه بازگذاری کنید (upload) برای این کار از آلبوم خودتان در کلوب و یا سایت‌هایی که این خدمات را می‌دهند استفاده کنید.
2- بعد از بارگذاری و نمایش عکس در صفحه دیکر روی آن کلیک راست کنید و کزینه copy و یا مشابه آنرا انتخاب کنید.
3- در محل مورد نظر لینک راست کنید و کزینه paste و یا کلیدهای Ctrl و V را همزمان فشار دهید.
4- اما راه اصلی این است که در قسمت نوشتن ارسال متن همان جا که مطلب خود را می‌نویسید یک آیکون شبیه عکس هست آنرا فشار دهید در پنجره ای که باز می‌شود - ابتدا نشانی عکس مورد نظر و در گزینه بعد توضیحات دلخواه خود را بنویسید - در گزینه سوم محل قرار گرفتن عکس را تنظیم کیند
5- برای پیدا کردن نشانی عکس روی آنرا راست کلیک و گزینه Properties را انتخاب کنید در وسط پنجره، متن نشانی عکس را انتخاب و کپی کنید.
 
6- ویا هر عکسی که میخوای مستقیما از سایتی برداری روش کلیک راست کرده و گزینه ی properties رو انتخاب کرده بعد اون نوشته هایی که جلوی کلمه ی url نوشته رو کپی ودر قسمت درج تصویر وبلاگت (قسمت افزودن مطلب نوار ابزارش) paste میکنی اگه عکس از کامپیوترت میخوای بذاری به سایت زیر رفته و عکس روupload میکنی و ادرسی که بهت میده رو در قسمت درج تصویر paste میکنی

موضوعات مرتبط: کامپیوتر و اینترنت، علمی
[ یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390 ] [ ] [ ]

      هندي‌ها و پاكستاني‌ها در مقايسه با ساير كشورهاي جهان بيشترين مصرف‌ كننده‌هاي چاشني معطر «هل»هستند.
     به گزارش انتخاب به نقل از ایسنا، «هل»؛ ميوه گياهي از تيره زنجبيل‌ است و انواع مختلف آن شامل هل سياه، هل سفيد و هل سبز هستند كه نوع سبز آن عطر تندتري دارد.
مطالعات نشان مي‌دهد كه اين چاشني خواص درماني مفيدي دارد از جمله اين كه به عنوان دارو براي معالجه سرفه، سرماخوردگي و تب استفاده مي ‌شود.
به نوشته روزنامه اكسپرس، سايرخواص درماني هل عبارتند از:
 - دانه «هل» تقويت‌كننده معده، ضد نفخ و بادشكن است و در ضمن به هضم غذا نيز كمك مي ‌كند.
 - در صورتي كه عرق بدبويي داريد يا دهان شما بوي خوبي نمي ‌دهد، شش گرم «هل» را با غلاف آن به‌ صورت چاي دم كنيد و در طول يك روز به مرور بنوشيد.
 - اين چاشني براي درمان استفراغ و تهوع نيز توصيه مي ‌شود.
 - «هل» تقويت ‌كننده قلب و اعصاب است اما مصرف زياد آن، هم تپش قلب را افزايش مي ‌دهد و هم براي بيماري‌هاي روده و ريه مفيد نيست.
 - مصرف «هل» براي رفع سردرد و كاهش حملات بيماري صرع نيز سودمند است.

 


موضوعات مرتبط: علمی
[ یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390 ] [ ] [ ]

ای مهربانتر از برگ در بوسه های باران


موضوعات مرتبط: ادب و هنر
[ شنبه بیست و ششم آذر 1390 ] [ ] [ ]

غمزه دوست نشاید که من ارزان بدهم


موضوعات مرتبط: ادب و هنر
[ جمعه بیست و پنجم آذر 1390 ] [ ] [ ]

این خلاصه کتاب در 29 صفحه می باشد ،ترجمه دکتر سید حسین سیدی  ( عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد ) - ویراسته امیر سلمانی رحیمی -- چاپ : مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی تلخیص :پریسا عطایی می باشد و علاقمندان به مفاهیم مدیریت اسلام بسیار می تواند مفید باشد

به امید آنکه همگی به میزان توان خود به این آموزه ها عمل کنیم و در عمل بر آنها و نه صرفا بر بیان آنها بر یکدیگر پیشی بگیریم ...

و با آرزوی آنکه عمل و باور به این آموزه های با ارزش را در رفتار تک تک مدیران این سرزمین پاک ببینیم ...

برای دانلود این خلاصه کتاب با ارزش به اینجا مراجعه کنید :

http://www.onlinemanagers.ir/EMag/ContentDetails.aspx?cid=


موضوعات مرتبط: اعتقادی
[ پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390 ] [ ] [ ]

 انعطاف‌پذیری پایین کمر

A) روی سطح زمین دراز بکشید، زانوها را خم کنید و کف پاها را روی سطح زمین قرار دهید.
B) به کمر خود قوس دهید و پایین کمر را بالا بیاورید. دست‌ها را روی قفسه سینه بگذارید.
C)   پنج ثانیه در این وضعیت بمانید و دوباره به حالت اول خود بازگردید.
این حرکت را تا پنج بار تکرار کنید و کم‌کم به تعداد دفعات انجام آن بیفزایید؛ به طوری‌که بعد از چند روز به
۳۰ بار برسد.

حرکت کششی کمر

A)روی زمین دراز بکشید و زانوها را به سمت شکم خم کنید؛ ولی کف پاها روی سطح زمین باشد. از هر دو دست استفاده کرده، یکی از زانوها را بالا و به سمت قفسه سینه بکشید.

B) حدود ۱۵-۳۰ ثانیه در همین وضعیت بمانید و بعد به حالت قبلی خود بازگردید و حرکت با پای دیگر را تکرار کنید.

C) دوباره به موقعیت A بازگردید و حالا حرکت را با هر دو پا به‌طور همزمان انجام دهید. حرکت را تا سه بار تکرار کنید (سه بار صبح، سه بار ظهر).

حرکت پُل
A) روی زمین به پشت دراز بکشید. شانه‌ها و سر خود را به حالت ریلکس روی زمین بگذارید و شکم خود را سفت کنید.
B) کمر، کفل و لگن خود را به صورت صاف از سطح زمین بلند کنید؛ به طوری‌که از قسمت زانوها تا شانه‌ها یک خط صاف به صورت       ایجاد شود.
C) این حرکت را به اندازه سه بار نفس کشیدن طولانی انجام دهید و بعد به حالت اول باز گردید.
این حرکت را تا پنج بار هر روز تکرار کنید و کم‌کم تعداد دفعات آن را به
۳۰ بار برسانید.

حرکت کششی، چرخشی کمر

A) به پشت روی زمین دراز بکشید، زانوها را خم کنید و کف پاها را روی سطح زمین قرار دهید. B) شانه‌ها را به آرامی روی زمین قرار داده و زانوهای خود را در حالت خم شده به یک سمت بچرخانید. C) حدود ۵-۱۰ ثانیه در همین وضعیت بمانید و مجدداً به وضعیت قبلی باز گردید. D) حالا حرکت را در سمت مخالف تکرار کنید.
این حرکت را دو تا  سه بار تکرار کنید (ترجیحاً صبح‌ها و ظهرها).

حرکت کششی کمر و شکم

روی دست‌ها و زانوها قرار بگیرید و به آرامی کمر و شکم خود را از وسط به سمت پایین (کف زمین) خم کنید. حالا به آرامی پشت و کمر خود را حالت قوسی شکل بدهید؛ گویی شکم و پایین کمرتان را به سقف نزدیک می‌کنید. به حالت قبلی خود بازگردید.حرکت را تا پنج بار دو نوبت در روز تکرار کنید.

حرکت چرخشی کمر در حالت نشسته
روی یک صندلی بدون دسته بنشینید و پای راست خود را روی پای چپ بیندازید. آرنج دست چپ را با کمی فشار روی قسمت بیرونی زانوی راست بگذارید و کمی به سمت راست خود بچرخید.
۱۰ ثانیه در همین وضعیت بمانید و حرکت را تکرار کنید. این‌بار بدن را به سمت چپ بچرخانید. این حرکت کششی را ۳-۵ بار و روزی دو نوبت تکرار کنید.

حرکت کشش پشت بازو شانه

یک بازو را بلند کنید و آن‌را به صورت خم شده پشت سرتان بگذارید.
دست دیگر را روی آرنج دست خود بگذارید تا در حین کشیدن بازو و شانه‌ها کمک‌تان کند.
۱۵-۳۰ ثانیه در این وضعیت بمانید؛ بعد استراحت کرده و مجدداً با دست دیگر این حرکت را تکرار کنید.

حرکت کششی شانه‌ها

نشستن و ایستادن به مدت طولانی باعث آسیب دیدن عضلات می‌شود. برای کاهش این دردها بهتر است هر روز برخی حرکات کششی شانه را انجام دهید:
یک دست را زیر آرنج دست دیگر بگذارید.
آرنج دست خود را بکشید؛ به طوری‌که دست‌ها از قفسه سینه عبور کند. موقع کشیدن، بدن خود را نچرخانید.
۱۵-۳۰ ثانیه در همان وضعیت بمانید؛ سپس ریلکس کرده به آرامی به وضعیت قبلی بازگردید و دوباره حرکت را تکرار کنید.

کشش قفسه سینه
برای کشش عضلات قفسه سینه دست‌ها را پشت سر خود قرار دهید.
شانه‌ها را از قسمت پشت به هم نزدیک کنید و
۱۵-۳۰ ثانیه در همان وضعیت کششی بمانید. سپس استراحت کنید و به حالت اول برگردید.




موضوعات مرتبط: علمی
[ پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390 ] [ ] [ ]

من اگر نیکم اگر بد تو برو خود را باش


موضوعات مرتبط: حکمت، ادب و هنر
[ سه شنبه بیست و دوم آذر 1390 ] [ ] [ ]

اومد پيشم حالش خيلي عجيب بود فهميدم با بقيه فرق ميکنه
گفت :حاج آقا يه سوال دارم که خيلي جوابش برام مهمه

گفتم :چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال ميشم بتونم کمکتون کنم

گفت: من رفتني ام!

 گفتم: يعني چي؟
 گفت: دارم ميميرم
گفتم: دکتر ديگه اي رفتی، خارج از کشور؟

گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاري نميشه کرد.

گفتم: خدا کريمه، انشاله که بهت سلامتي ميده

با تعجب نگاه کرد و گفت: اگه من بميرم یعنی خدا کريم نيست؟

فهميدم آدم فهميده ايه و نميشه گول ماليد سرش

گفتم: راست ميگي، حالا سوالت چيه؟

گفت: من از وقتي فهميدم دارم ميميرم خيلي ناراحت شدم از خونه بيرون نميومدم

کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن
تا اينکه يه روز به خودم گفتم تا کي منتظر مرگ باشم

خلاصه يه روز صبح از خونه زدم بيرون مثل همه شروع به کار کردم
اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار اين حال منو کسي نداشت

خيلي مهربون شدم، ديگه رفتاراي غلط مردم خيلي اذيتم نميکرد

با خودم ميگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن
آخه من رفتني ام و اونا انگار موندنی

سرتونو درد نيارم من کار ميکردم اما حرص نداشتم
بين مردم بودم اما بهشون ظلم نميکردم و دوستشون داشتم

ماشين عروس که ميديم از ته دل شاد ميشدم و دعا ميکردم
گدا که ميديدم از ته دل غصه ميخوردم و بدون اينکه حساب کتاب کنم کمک ميکردم

مثل پير مردا برای همه جوونا آرزوي خوشبختي ميکردم
الغرض اينکه اين ماجرا منو آدم خوبي کرد و مهربون شدم

حالا سوالم اينه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آيا خدا اين خوب شدن منو قبول ميکنه؟
 گفتم: بله، اونجور که میدونم و به نظرم ميرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون واسه خدا عزيزه
آرام آرام خدا حافظي کرد و تشکر، وقتی داشت ميرفت گفتم: راستي نگفتي چقدر وقت داري؟

 گفت: معلوم نيست بين يک روز تا چند هزار روز!!!

يه چرتکه انداختم ديدم منم تقريبا همين قدرا وقت دارم. با تعجب گفتم: مگه بيماريت چيه؟
گفت: بيمار نيستم!

گفتم: پس چي؟
گفت: فهميدم مردنيم، رفتم دکتر گفتم: ميتونيد کاري کنيد که نميرم گفتن:نه گفتم: خارج چي؟ و باز گفتند : نه! خلاصه حاجي

مارفتني هستيم وقتش فرقي داره مگه؟ 
 باز خنديد و رفت و دل منو با خودش برد


برای آنان که یادشون رفته من رفتنی ام ...

حرص می زنند و دیگران را می آزارند ... دوستان من هم رفتنی ام مرا ببخشید از صمیم قلب...


موضوعات مرتبط: حکمت، اعتقادی
[ سه شنبه بیست و دوم آذر 1390 ] [ ] [ ]

در خلوت مستان نه منی هست و نه مایی


موضوعات مرتبط: حکمت، ادب و هنر
[ یکشنبه بیستم آذر 1390 ] [ ] [ ]

    توسعه نيافتگی کشورهای مسلمان نمودهايی همچون عقب ماندگی علم در اين کشورها دارد. در خلال سالهای اخير ، انديشمندان زيادی در باره چرايی عقب ماندگی مسلمانان در علم از جهات مختلف نظريه پردازی کرده اند. جهان اسلام در دوره ای که اروپا در قرون وسطی دست و پا می زد ، پيشتاز دستاوردهای علمی در جهان بود. اما به تدريج جايگاه توليدکنندگی علم را به نفع غرب از دست داد و نتوانست همپای تحولات جهان از جمله انقلاب صنعتی پيش رود.

در مطلبی که از پی می آيد و برگرفته از " نظريه فصلنامه خاورميانه" است ، آرون سيگال استاد علوم سياسی دانشگاه تگزاس به بررسی علل عقب افتادگی علمی مسلمانان پرداخته است . از جمله عللی که وی برمی شمرد ، وجود حکومتهای غير دموکراتيک در کشورهای مسلمان است. با توجه به آن که اين مقاله در سالهای پيش از 11 سپتامبر يعنی زمانی نوشته شده است که حکومتهای حاکم درکشورهای اسلامی با پشتوانه غرب جلوی رشد فکری عمومی را گرفته بودند ( امری که هنوز اعمال می شود ) . می توان به نقش بازدارنده غرب جلوی رشد علم درجهان اسلام پی برد. گفتنی است در سالهای اخير دست کم در ايران جنبشهای بلندی در راه رشد علم صورت گرفته است که طبعا" دراين مقاله بازتاب نيافته است. با اين حال نکته مهمی که اين مقاله مطرح می کند، عدم توجه به پژوهش در کشورهای اسلامی است که متاسفانه هنوز تا حد زيادی صادق است.

     اين مقاله را درادامه گزارشی که  روزهای سوم و چهارم ارديبهشت با عنوان (( علم ، خريدنی نيست ! )) و در همين صفحه به چاپ رسيد ، منتشر می کنيم . به اميد اين که از تعامل ديدگاههای دانشمندان ايرانی و نظريات کارشناسان خارجی ، بتوانيم زمينه های اجرايی نهضت توليد علم را در کشورهای بازيابی کنيم .

با هر شاخصی که در نظر بگيريم ، درحال حاضر جهان اسلام برون داد علمی بسيار اندکی دارد که بيشتر آن کيفيت پايينی دارد. از نظر عددی 41 کشور عمدتا" مسلمان که روی هم رفته 20% جمعيت جهان را تشکيل می دهند ، کمتر از 5% مجموع علم را توليد می کنند. اين ، نسبت ارجاعات به مقاله در نشريات علمی بين المللی است . ساير سنجه ها مانند هزينه ساليانه تحقيق و توسعه و شمار دانشمندان محقق ، مؤيد عدم تناسب بين جمعيت و پژوهش است .

اين وضع سئوالاتی را پيش می آورد : آيا اسلام مانع علم جديد است؟ اگر خير که درست هم همين است زيرا در صدر اسلام مسلمانان به پيشرفت های علمی عظيم دست يافتند ، چگونه می توان اختلاف بزرگ بين جهان اسلام و غرب يا شرق آسيا را توضيح داد؟ و برای شکوفايی علم در جهان اسلام ، چه چيزی بايد تغيير کند ؟ عواملی مانند حکومتهای استبدادی و بودجه اندک موانع مهمی بر سر راه شکوفايی مجدد علم و فناوری در جهان است .

سابقه تاريخی :

ار تاريخ مختصر علم و فناوری در جهان اسلام شروع می کنيم يعنی نخستين مکان برای جست و جو برای يافتن قراينی برای اين سئوالات بطور خلاصه ، تجربه اسلامی شامل دوره طلايی در خلال قرن دهم تا سيزدهم ، نزول ، نوزايی نسبی در قرن نوزدهم و سرخوردگی در قرن بيستم است. کاستی علم و فناوری مسلمانان به خصوص از اين بابت عجيب است که مسلمانان هزار سال پيش در علم و فناوری سرآمد بوده ، اين امر مايه تمايز آنان از مثلا" مردم آمريکای لاتين و مرکز آفريقاست.

دوره طلايی ( سالهای 900 تا 1200 ميلادی ) - اين دوره تقريبا" اوج گيری علم مسلمانان بود که در بغداد ، دمشق ، قاهره ، قرطبه و شهرهای ديگر شکوفا بود. در رشته هايی مانند طب ، گياهشناسی ، رياضيات ، شيمی و فيزيک نور پيشرفتهای قابل توجهی کسب شد . درحالی که ميان مسلمانان و چينی ها بر سر راهبری علم رقابت وجود داشت ، اروپای مسيحی بسيار عقب بود. اين دوره طلايی قطعا" رنگ و بوی اسلامی داشت ، چون در جوامع عمدتا" مسلمان رخ داد اما آیا به اسلام مربوط بود ؟ کشورها رسما" اسلامی بودند و حيات فکری درچارچوب محيط اسلامی جريان داشت . احمدالحسن و دونالد آرهيل دو مورخ فناوری ، اسلام را موتور محرکه انقلاب علمی مسلمانان در زمانی می دانند که حکومت اسلامی در اوج قرار داشت .

افول - در اوايل قرن سيزدهم ، تدريجا" اوضاع خراب شد . در این هنگام بود که مسلمان در جازدند و اروپايی ها جلو افتادند. افول علم ناشی از عوامل بسياری بود ، از جمله از بين رفتن شبکه های آبياری و کشاورزی گسترده ، تهاجم مغول و حملات به آسيای مرکزی ، بی ثباتی سياسی و ...

تجديد حيات علم - روشنگری و انقلاب فرانسه ، امکان دسترسی اروپاييان به علم مسلمانان را فراهم کرد. در دوره روشنگری ، علم از مسيحيت گسيخت و برای مسلمانان مطلوب شد. انقلاب فرانسه و به خصوص تهاجم ناپلئون به مصر درسال 1798 ، قدرت اروپا را برملتی مسلمان تحميل کرد و علم اروپا را برای آنان به همراه آورد. ظرف چند سال ، برخی زمامداران - و در راس آنان محمدعلی در مصر فن ورزان اروپايی را به خدمت گرفتند و دانشجو به اروپا فرستادند.

فناوری ريشه گرفت - فناوريهای غربی با سرعت زيادی در سالهای 1850 تا 1914 در بيشتر بخشهای خاورميانه منتشر شد. با تاييد نخبگان محلی ، مقامات استعماری اروپايی برنامه های بهداشتی را برای مهار وبا ، مالاريا و ساير بيماريهای واگير به اجرا در آوردند. گشايش کانال سوئز در سال 1869 از زمان و مسافت کشتيرانی کاست و باعث شکل گيری مناسبات تجاری جديد شد. راه آهن ،تلگراف ، کشتيها و موتورهای بخار، خودرو و تلفن اختراع شدند. بيشتر اين انتقال فناوری از طريق ارائه امتيازات انحصاری توسط دولتهای خاورميانه به شرکتهای اروپايی صورت گرفت . زمامداران مسلمانان نگرانی چندانی از توسعه ظرفيتهای بومی در کسب ، طراحی و یا نگهداری فناوری نداشتند.

علم اهميت چندانی نداشت و به عنوان دانش يا روش منتقل نمی شد. اعضای جوامع اقليت همچنان نيروی ماهر را تشکيل می دادند. آنان به تاسيس نخستين مؤسسات آموزشی به سبک غربی در منطقه کمک کردند ، از جمله دانشکده پروتستان سوريه در بيروت ( سال 1866 ) و دانشکده سن جوزف ( در سال 1875 ) .  این مدارس و ساير مدارس در استانبول ، تونس ، تهران ، الجزيره و جاهای ديگر در وهله اول در خدمت اقليتها و اروپايی ها بودند، هر چند که برخی نخبگان مسلمان نيز در اين مدارس تحصيل می کردند . در دانشکده های پزشکی در خاورميانه اکتشافات پزشکی پاستور ، کخ و سايرين در مورد ميکروبها و باکتری پذيرفته و تدريس شد. اين دانشکده ها به ترجمه و انتشار آثار علمی مهم به عربی و سازمان دهی نخستين انجمن های علمی در منطقه کمک کردند. این انجمن ها در بيروت ، قاهره ، دمشق و استانبول در اواخر قرن نوزدهم هم فعال شدند و اغلب نشرياتی حاوی ترجمه منتشر می کردند. در نتيجه کتاب " در مورد منشا گونه ها" نوشته داروين که در سال 1859 منتشر شد، درسال 1876 ترجمه و در نشريات عربی درج شد، هر چند که انتشار آن بصورت کتاب تا سال 1916 طول کشيد . در خلال اين مدت ، روشنفکران مسلمان مقاومتی در برابر انتشار آرای علمی غربی نکردند.

سکون علم - درطول سالهای 1914 تا 1945 ، مسلمانان به آرامی کوشيدند علم بومی را در برابر گونه وارداتی آن تقويت کنند. دانشگاههای جديد با تاکید بر مهندسی و پزشکی در مصر، ترکيه ، سوريه و سودان تاسيس شد. سياستمداران ملی گرايی که پس از جنگ جهانی اول برخاستند، عمدتا" برکسب استقلال سياسی تاکید داشتند. علم و فناوری دغدغه آنان نبود. ولی در ترکيه پس از روی کار آمدن آتاتورک درسال 1922، برنامه صنعتی سازی و گسترش آموزش مهندسی به اجرا درآمد . در جاهای ديگر از قبيل ايران ، مصر، عراق و سوريه ، سياستمداران تلاشهای ناقصی برای صنعتی سازی با هدف بر طرف کردن نيار بازارهای کوچک محلی به عمل آوردند.

وضع جاری

برای نخستين با پس از جنگ جهانی دوم ، درجهان اسلام نیاز به علم و فناوری بومی احساس شد. کسب استقلال به نوعی ملی گرايی فناوری ( نه علمی ) منجر شد . کشورها مسئوليت مديريت فناوری را به عنوان ابزار قدرت ملی به دست گرفتندو امکانات نسبتا" زيادی را مصروف فناوری کردند. ظرف اين مدت ، بيش از شصت دانشگاه و مدرسه فنی فقط در کشورهای عرب گشايش یافت ، اما هيچ کدام از آنها در طراز جهانی نبود. علم و رشته های مهندسی بيشترين امکانات و در نتيجه بهترين دانشجويان را داشتند. اين مراکز آموزش عالی ، اکنون صدها هزار دانشجو را آموزش می دهند. به علاوه ، از سالهای دهه 1950 ، چند صدهزار دانشجوی مسلمان در غرب ، اتحاد شوروی سابق و هند و جاهای ديگر در رشته های علمی و مهندسی تحصيل کرده و به کشورشان بازگشته اند. مشکل اين است که اين نتايج ، بيشتر حالت کمی دارد و نه کيفی .

اجرای سياست علم و فناوری در سطح ملی صورت می گيرد، نه منطقه ای . بسياری دولتها شورای نظارت بر علم و فناوری تاسيس کرده ، طرحی ملی تدوين کرده و به اجرای آن پرداخته اند. سياست های علمی و ملی تفاوت زيادی باهم دارد. ترکيه همکاری تحقيقاتی خوبی را بين بخش دولتی و خصوصی به خصوص درعرصه آب ، نساجی و کشاورزی ايجاد کرده است. مصر دارای ديوانسالاری تحقيقاتی دست و پاگيری است که نتايج عملی چندانی ندارد. پاکستان برنامه تحقيقاتی دولتی جامعی را با تاکيد بر انرژی هسته ای دنبال می کند. سياست تحقيقات کاربردی مالزی مبتنی بر تشويق سرمايه گذاران محلی برای همکاری به منظور افزايش صادرات کالاهای الکترونيک است . اندونزی ، سياست تحقيقات مبتنی بر صنعت هوانوردی را برگزيده است. عربستان سعودی ، کويت و امارات متحده عربی مبالغی هنگفتی را صرف علم و فناوری کرده اند. اما برون داد پژوهشی آن تناسبی با تجهيزات پيشرفته به کار رفته ندارد و ذهنيت غالب ، همچنان مبتنی بر خريد علم و فناوری است نه توليد آن . در الجزاير ، مغرب و تونس نوع کوچکتر سياستهای تحقيقاتی متمرکز فرانسه اعمال می شود ، اما ضعف ارتباط با بخش خصوصی يا توانايی انتشار نتايج ، از بهره وری فعاليت ها می کاهد. ايران و عراق در سالهای قبل از جنگ ( 1980 ) تلاش خود را مصروف تسليحات و صنعت نفت کرده اند. ساير کشورها مانند سودان ، يمن يا کشورهای تازه استقلال يافته آسيای مرکزی فاقد پژوهشگران کافی هستند و در افغانستان ، ليبی و سوريه علم ، عملا" فلج شده است.

حکومت های سودان و ايران علاقه ای به توليد علم اسلامی از خود نشان نداده اند. مهاجرت برخی از دانشمندان ايران پس از انقلاب و آثار منفی جنگ با عراق، سبب شدتا مقامات توجه خود را صرف حفظ پژوهشگران موجود کنند و اولويت بازسازی صنايع نفت و پتروشيمی سبب شده تا توجه ويژه ای به دانشمندان و مهندسين شود. دانشمندان ايرانی نيز تماس های بين المللی خود را حفظ کرده اند.

يکی از شديدترين موارد فرار مغزها در سودان رخ داده است . ازسال 1960 ، حدود نيم ميليون متخصص از اين کشور راهی عمدتا" عربستان سعودی و کشورهای خليج فارس شده اند. دولت سودان که درسال 1989 به قدرت رسيد ، از اين روند نگران و کوشيده است جلوی آن را بگيرد. تنها در پاکستان و در اثر فشارهای سياسی داخلی و علما بوده است که تلاش هايی برای توليد نوع اسلامی علم صورت گرفته است. درسال 1987 ، دولت ضياءالحق آموزه های اسلامی را بر تدريس علم در تمام سطوح مدرسه تا دانشگاه اعمال کرد. دولت در موردموضوع هايی مانند دمای جهنم و ماهيت شيميايی اجنه کنفرانس بين المللی برگزار کرده و بودجه تحقيقاتی اختصاص داد. در سال 1988 و پس از معلوم شدن آثار منفی اين رويکرد ، حق آموزش علوم و تحقيقات مدرن به رسميت شناخته شد.


موضوعات مرتبط: اعتقادی، فرهنگ، علمی
ادامه مطلب
[ شنبه نوزدهم آذر 1390 ] [ ] [ ]

www.AudioLib.ir


موضوعات مرتبط: فرهنگ، علمی
[ شنبه نوزدهم آذر 1390 ] [ ] [ ]

غم حبیب نهان به ز جستجوی رقیب


موضوعات مرتبط: حکمت، ادب و هنر
[ شنبه نوزدهم آذر 1390 ] [ ] [ ]

گویند سنگ لعل شوددر مقام صبر


موضوعات مرتبط: ادب و هنر
[ جمعه هجدهم آذر 1390 ] [ ] [ ]

اگر علاقمند به مطالعه و دانلود 
ماهنامه الکترونیکی راه حل کسب وکار که توسط دپارتمان کسب و کار مجتمع فنی تهران منتشر می شود و مطالب خواندنی خوبی را در برگرفته است ، هستید به اینجا مراجعه کنید :

http://management.mft.info/04/Fa/StaticPages/Page.aspx?tid=2017
[ جمعه هجدهم آذر 1390 ] [ ] [ ]

بسیار زیباست فقط روی لینک کلیک کنید
                 http://www.persiancards.com/clip-viewyalda.htm
 


موضوعات مرتبط: ادب و هنر
[ جمعه هجدهم آذر 1390 ] [ ] [ ]
- از یک نفر پرسیدند فلان دختر چگونه دختری است (آیابرای ازدواج مناسب هست یا نه و ..) ؟ او با این که می دانست آن دختر دخترخوبی است گفت : نمی دانم . او مدتها در برزخ گرفتار همین حرفش بود .

- یکی از عرفا می گفت من هنوز نتوانسته ام دعای کمیل را یکبارتا آخرش بخوانم . هر کلمه اش آدم را می گیرد.

- دل تو ترمینال همه چیز شده است . دل تو که از یک کندوی عسل کمتر نیست ! آنجا نمی گذارند زنبوری که گل مسموم چشیده وارد شود .

- خیلی به عبادات نپردازید ، بلکه بیشتر فکر کنید .

- اگر پول دادن برایت آسان باشد ولی گرفتنت مشکل باشد شرک است .

- قانونمندی خیلی خوب است . زیرا از خودخواهی های انسان می کاهد .

- ما زنده ای مردنی هستیم !

- هر که می خواهد شاکر بشود برود تیمارستان یا بیمارستان .


موضوعات مرتبط: حکمت، اعتقادی
[ جمعه هجدهم آذر 1390 ] [ ] [ ]

چکیده :منافق دائما در سخن و عمل خود دروغ می گوید. او وعده می دهد و عمل نمی کند و او امانت را رعایت نمی کند و در آن خیانت می کند ... بارزترین و آشکارترین و رسواترین منافق کسی است که دیگران را به خاطر انجام همان کاری مواخذه می کند که خود بدتر از آن را انجام می دهد ... منافقان همیشه نگران هستند که ماهیت واقعیشان برای مردم آشکار شود و به همین جهت جلوی صدای مخالف را می گیرند....

    نفاق چیست؟ و منافق کیست؟ فراتر از برچسب‌زنی‌های سیاسی و تاریخ مصرف دار، قرآن و احادیث دینی درباره این مفهوم چه می‌گویند و چه کسانی و چه رفتارهایی را نشانه نفاق می‌دانند؟

   آیا همانطور که در روایات آمده، می‌توان دروغ و فریبکاری و استفاده ابزاری از دین برای حقظ قدرت را مهمترین نشانه منافقان دانست؟ و آیا دروغگویان و تهمت‌زنان امروز و کسانی را که با سوء استفاده از قدرت، قصد حذف و طرد منتقدان خود را دارند، می‌توان مصداقی از منافق دانست؟ و نسبت نفاق با موضع‌گیری‌های دوگانه‌ای که این روزها در رفتار برخی ارباب قدرت رواج دارد، چیست؟.

    واژه «منافق» و «نفاق» واژه ای است که در قرآن مجید و روایات مکرر به کار رفته و حتی در قرآن مجید سوره ای به نام «منافقون» و درباره آنان آمده و در آن به برخی از اعمال و ویژگی های آنان اشاره شده است. صفت نفاق در ادبیات اسلامی بسیار منفی و زشت شمرده شده به گونه ای که منافق بدتر از کافر و مشرک خوانده شده است)نساء/۱۴۵). همین امر باعث شده است که در طول تاریخ از این واژه بسیار استفاده شود و افراد و گروه های زیادی مخالفان خود را به این نام و صفت بخوانند و نظام ها و حکومت ها مخالفان و منتقدان خود را به این عمل و صفت متهم کنند. در این نوشتار برآنیم که به برخی از ویژگی های اصلی منافقان در قرآن و روایات اسلامی به اختصار اشاره کنیم.

    کلمه نفاق به معنای «اظهار کردن مطلبی بر خلاف اعتقاد» است(المعجم الوسیط، ص۹۴۲). در اصطلاح دینی منافق کسی است که در باطن کافر است و در ظاهر مسلمان(قاموس قرآن، ج۷، ص۹۸).گویا این کلمه از ریشه نَفَق، به معنای نقب زیر زمینی که دو درب دارد، گرفته شده است(همان). به هر حال منافق به معنای دورو است، کسی که ظاهرش با باطنش فرق دارد و کسی که به چیزی که اعتقاد ندارد وانمود می کند که اعتقاد دارد. پیامبر اسلام(ص) می فرماید: «کسی که باطنش با ظاهرش ناسازگار باشد او منافق است، هر که می خواهد باشد»(بحارالانوار، ج۷۲، ص۲۰۷).

منافق ویژگی هایی دارد که در اعمال و رفتار او آشکار و نمایان است. از جمله مهم ترین ویژگی های منافق مطابق آیات و روایات اسلامی امور زیر است:

منافق از دین استفاده ابزاری می کند

از مهمترین ویژگی های منافق این است که به دین یا اخلاق یا… اعتقاد قلبی ندارد اما وانمود می کند که اعتقاد دارد تا از این راه بهره ای ببرد. او خود را دیندار یا متخلق به اخلاق نیکو یا پایبند به قانون و حقوق انسان ها نشان می دهد تا در قلب انسان ها جا پیدا کند و بدین وسیله به قدرت برسد یا قدرت خود را مستحکم سازد یا به مال و ثروت و امور دیگر دنیوی برسد. قرآن مجید در مورد منافقین می فرماید: «آنان قَسَم های خود را چون سپری بر خود گرفته اند»(منافقون/۲). آنان قسم می خورند که ایمان دارند اما حتی قسم آنان سپری برای آنان است. به هر حال منافق کسی است که به چیزی اعتقاد ندارد ولی ادعا می کند که اعتقاد دارد تا از این راه بهره ای ببرد. و البته او چه بسا اشک هم بریزد و داد دین هم سر دهد. پیامبر اسلام(ص) می فرماید: «منافق، چشمانش در اختیار اوست، هر طور بخواهد گریه می کند»(کنز العمال، ح۸۵۴). اعمال و کردار منافق ریاکارانه است و دینداری او برای جلب توجه است(نساء/۱۴۲؛ کنزالعمال، ح۸۶۲).

دروغ، خلف وعده، خیانت در امانت از ویژگی های منافق است.

     در آیات متعددی از قرآن مجید این سه ویژگی به منافقان نسبت داده شده است. نفاق بر دروغ استوار است و منافق دائما در سخن و عمل خود دروغ می گوید. او وعده می دهد و عمل نمی کند و او امانت را رعایت نمی کند و در آن خیانت می کند. برخی از آیات قرآن خلف وعده و دروغ را و برخی آیات دیگر خدعه و حیله را از اعمال منافقین به حساب می آورد(توبه/۷۷؛ نساء/۱۴۲؛ منافقون/۱؛ حشر/۱۱و…).

     پیامبر اسلام(ص) می فرماید: «منافق کسی است که هر گاه وعده دهد خلف وعده کند… و هرگاه سخن بگوید دروغ گوید، و هرگاه امانتی به او سپارند خیانت ورزد»(بحارالانوار، ح۷۲، ص۲۰۷). آن حضرت می فرماید: «نشانه منافق سه چیز است؛ سخن به دروغ گوید، از وعده تخلف کند و در امانت خیانت کند»(نهج الفصاحه، ص۵۳۷) و می فرماید: «سه چیز در هر که باشد منافق است، هر چند روزه بدارد و نماز بخواند و حج و عمره بگزارد و بگوید من مسلمانم. کسی که چون سخنی می گوید، دروغ گوید و چون وعده می دهد وفا نکند و چون امانت می گیرد، خیانت کند»(همان، ص۵۳۸).

امام سجاد(ع) می فرماید: «منافق…اگر سخنی به تو گوید دروغ گوید و اگر به تو وعده ای دهد، خلف وعده کند و اگر به او اعتماد کنی و امانتی سپاری به تو خیانت می کند»(الامالی الصدوق، ص۳۹۹).

منافق از صدای مخالف هراسان است

ویژگی دیگر منافق این است که وحشت زده است و هر صدایی را برای خود خطری احساس می کند و جلو آن را می گیرد. قرآن مجید درباره منافقان می فرماید: «یحسبون کل صیحة علیهم» هر فریاد و صدایی را به زیان خویش می پندارند(منافقون/۴). علت این امر این است که منافقان همیشه نگران هستند که ماهیت واقعیشان برای مردم آشکار شود و به همین جهت جلوی صدای مخالف را می گیرند. در حکومت منافقانه امویان هیچ صدایی به جز صدای مداحان حکومت به گوش نمی رسید. آنان علی(ع) و خاندان او را دشمن خود می دانستند و در حالی که در منابر هر سخنی و ناسزایی بر ضد این خاندان مجاز بود، گفتن جمله ای در مدح آنان ممنوع بود. به هر حال همه کسانی که منافقانه از دین استفاده می کرده اند از صدای مخالف وحشت داشته جلو آن را می گرفته اند. امام سجاد(عاز خصوصیات منافق را این می شمارد که مخالف را بر نمی تابد و پشت سر مخالف خود بدگویی می کند(الامالی الصدوق، ص۳۹۹). به فرموده علی(ع) منافقان فقط مدح و ثنا را دوست دارند و آن را به همدیگر قرض می دهند و آن را از همدیگر انتظار دارند(نهج البلاغه، خ۱۹۳).

منافق می گوید و عمل نمی کند.

    ازویژگی های منافق آن است که دیگران را از اعمالی نهی می کند که خود آن ها را ترک نمی کند و دیگران را به اعمالی ترغیب می کند که خود انجام نمی دهد. امام علی(ع) می فرماید: «آشکارترین منافق کسی است که به طاعت خدا فرا خواند و خودش بدان عمل نکند و از معصیت بازدارد و خودش از آن باز نایستد» و می فرماید: «منافق ترین مردم کسی است که به طاعت خدا امر کند و خودش عمل نکند و از گناه باز دارد و خودش ترک نکند»(غررالحکم، ح۳۲۱۴ و ۳۳۰۹).

امام سجاد(ع) می فرماید: « منافق نهی می کند و خود نهی نمی پذیرد، به آنچه دستور می دهد خودش عمل نمی کند»(الامالی الصدوق، ص۳۹۹).

پس بارزترین و آشکارترین و رسواترین منافق کسی است که دیگران را به خاطر انجام همان کاری مواخذه می کند که خود بدتر از آن را انجام می دهد و دیگران را به خاطر ترک همان اموری محکوم می کند که خود ترک می کند و زیر پا می گذارد.

منافقین موضع ثابتی ندارند.

قرآن مجید درباره منافقین می فرماید: «مذبذبین بین ذلک لا الی هولاء و لا الی هولاء» میان آن دو دو دلند نه با اینانند و نه با آنان(نساء/۱۴۳). پیامبر اسلام(ص) می فرماید: «منافق همچون بزغاله ای است که میان دو گله سرگردان است»(نهج الفصاحه، ص۵۳۷).

از آنجا که منافق دین را برای خود دین و حق را برای خود حق و اخلاق را برای خود اخلاق نمی خواهد و تنها از آنها به عنوان ابزاری برای رسیدن به اهداف خود استفاده می کند، موضع ثابت و روشن و یکنواختی ندارد. نمونه این را در دنیای امروز به وضوح می بینیم. کشورها و نظام ها در رابطه با حوادثی که در نقاط مختلف دنیا رخ می دهد برخوردی دوگانه دارند و مطابق منافع خود موضع می گیرند. یک عمل را در یک کشور محکوم می کنند در حالی که همان عمل را در کشوری دیگر تایید یا توجیه می کنند. اما مومن واقعی مبنای ثابت و روشنی دارد چون مطابق حق سخن می گوید و موضع می گیرد و نه مطابق منافع خود.

در آیات و روایات ویژگی های دیگری نیز برای منافقان بیان شده است که ذکر همه آنها به درازا می انجامد. سخن را با دو حدیث از پیامبر خدا(ص) درباره خطر منافق برای جامعه به پایان می بریم: علی(ع) می فرماید رسول خدا به من فرمود: «من برای امتم نه از مومن می ترسم و نه از مشرک؛ زیرا مومن را خداوند به واسطه ایمانش جلوگیری می کند و مشرک را خداوند به سبب شرکش از پای در می آورد. اما ترس من از برای شما از منافق زبانبازی است که مطابق اعتقادات شما سخن می گوید و برخلاف آنچه معتقدید عمل می کند»(نهج البلاغه، نامه ۲۷). و آن حضرت می فرماید: «بیشتر از هر چیز بر امت خودم از منافق زبانباز می ترسم»(نهج الفصاحه، ص۵۳۷).

 


موضوعات مرتبط: اعتقادی
[ جمعه هجدهم آذر 1390 ] [ ] [ ]


تعارض‌هایی که اغلب در تیم‌ها به‌وجود می‌آید، می‌تواند شرایطی را برای شما به‌وجود آورد، که دلتان بخواهد همه چیز را رها کنید، به دفتر کارتان پناه ببرید و با لذت بدون کار تیمی‌به زندگی خود ادامه بدهید،


      اما مساله این است که وجود همکاری لازم است و هر چند ساده نیست، همفکری چند نفر در کارها اغلب نتیجه بهتری به دنبال دارد. اگر تیم شما وارد مشاجره شد یا به نظر رسید دو نفر از اعضا نمی‌توانند با هم کنار بیایند، چگونه می‌توانید کاری کنید که امور به روال عادی بازگردند؟ چگونه تیمی‌که به لحاظ عملکرد دچار اشکال شده است را به تیمی‌تبدیل می‌کنید که اعضا در آن بتوانند به‌خوبی کار کنند؟

متخصصان چه می‌گویند؟
     تعارض بخشی از کار تیمی‌است؛ هر چند اغلب ناراحت کننده است، اما در عین حال می‌تواند مفید هم باشد. جین برت دویت بوچانان، استاد دانشگاه مدیریت کلوگ گراجوئت و رییس مرکز تحقیقات این دانشگاه و یکی از نویسندگان «حل تعارض‌ها» می‌گوید «در گروهی که مشغول انجام کاری حتی با حداقل پیچیدگی است، تعارض وجود خواهد داشت و حتی باید وجود داشته باشد.» همه‌ تعارضات مخرب نیستند و مدیریت تعارض در همه‌ تیم‌ها یکی از اقدامات لازم مدیران و اعضای تیم است. مدیریت تعارض می‌گوید که در هر موقعیتی، بهترین رویکرد در برابر تعارض به‌وجود آمده چیست. درک اینکه چرا تیم‌ها وارد منازعه می‌شوند و اینکه دخالت ما باید چگونه و چه وقت باشد و اینکه چگونه جلوی تعارضات آینده را بگیریم، یک مهارت مهم و کلیدی برای همه رهبران تیم‌ها است.

قبل از وقوع جدل از آن جلوگیری کنید
    متاسفانه اغلب رهبران تیم فکر می‌کنند وقتی اتفاقی می‌افتد، دلیل آن عدم موافقت اعضا است، اما برت معتقد است کارهای بیشتری لازم است تا «فرآیند مدیریت تعارض‌های سخت در هر موقعیتی که تعارض اتفاق می‌افتد وجود داشته باشد چون در هر صورت منازعه اتفاق می‌افتد». این قوانین همچنین به شما کمک می‌کند سریعتر کارها را پیش ببرید. طبق گفته ریچارد بویاتزیس استاد رفتار سازمانی دانشکده مدیریت کیس وسترن رزرو و یکی از نویسندگان «رهبری اولیه: یادگیری روش رهبری با کمک هوش احساسی» که می‌گوید «حل و فصل درگیری‌ها بعد از آنکه اتفاق افتاد به مثابه جهنمی ‌است که در آن باید بسیار بیشتر انرژی گذاشت». 
یکی دیگر از اقدامات بسیار مهم، اطمینان از این امر است که تیم شما اهداف، ارزش‌ها و هویت یکسانی را به اشتراک گذاشته است. بویاتزیس می‌گوید تیم‌ها باید «زمان کافی برای صحبت کردن درباره خود تیم اختصاص دهند». در این گفت‌وگوها، به جای تمرکز روی مسائل ساده‌تر و بنیادی‌تر مثل اهداف و ارزیابی‌ها، بگذارید گروه از ابتدا روی هدف خودش به اجماع برسد و توافق روی این مساله صورت گیرد. این روش را وقتی گروه شکل گرفت پیاده کنید و تا زمانی که گروه پا بر جا است ادامه دهید. بویاتزیس عضوی از یک کنسرسیوم است که طی ده سال گذشته سالی دو بار نشست برگزار کرده‌اند. گروه، هر جلسه‌ خود را با خواندن قواعد گروه با صدای بلند آغاز می‌کند؛ قواعدی که طی ده سال گذشته در مورد آن به توافق رسیدند. به عقیده او، این کار ممکن است از دید ناظر خارجی عجیب و غیرعادی به نظر آید، اما به اعتقاد او این همان چیزی است که تیم را محکم و متمرکز نگه می‌دارد و از بروز تعارضات ابتدایی و اولیه در تیم جلوگیری می‌کند. این قواعد هسته‌ اولیه‌ای را شکل می‌دهند که تیم حول آن شکل می‌گیرد و بر اساس آن تعارضات آینده‌ خود را رفع یا مدیریت خواهد کرد. 

چگونه و چه وقت مداخله کنیم؟
    برخی از شایع‌ترین تعارضات بر سر وظایف، قواعد کاری یا فرآیندها اتفاق می‌افتد. بدون توجه به اینکه تیم شما بر سر چه چیز اختلاف دارد، در زیر چند نکته می‌تواند به شما در حل و فصل سریع تعارض کمک کند:
مداخله زود هنگام. وقتی دو نفر یا بیشتر از اعضای تیم در گیر یک منازعه می‌شوند، بهتر است هر چه زودتر مداخله کنید. وقتی جدل شروع می‌شود، احساسات بالا می‌گیرد و حل مساله مشکل‌تر می‌شود. اگر اجازه دهیم تعارض عمیق‌تر شود، این وضعیت می‌تواند منجر به جریحه دار کردن احساسات و طولانی‌تر شدن احساس خشم شود. بویاتزیس اشاره می‌کند که یک عدم توافق ساده می‌تواند در کسری از ثانیه به یک تعارض سخت تبدیل شود، پس این امر برای مدیران تیم‌ها بسیار حیاتی و مهم است که نسبت به حرکات تیم خود آگاهی داشته باشند و هر گاه یک مورد عدم توافق در حال شکل گرفتن است، آن را احساس کنند و اقدام درست را در این شرایط تشخیص دهند. نشان دادن توجه و پیگیری در این مواقع از جانب مدیر حس اعتماد اعضا را نیز افزایش می‌دهد و آنها را نسبت به رفتار خود حساس‌تر می‌کند.
تمرکز روی قواعد تیم
     بهترین کار برای حل تعارض در زمانی که جدال در حال گسترش است، ارجاع به موضوعی است که تیم می‌تواند در مورد آن به توافق برسد یا قبلا روی آن موافقت داشته است. برای ایجاد این موافقت، مدیر می‌تواند روی قواعد تیم، صراحتا یا به‌صورت ضمنی تاکید کند. اگر از قبل قواعدی را برای تیم تعریف نکرده‌اید، هم اکنون زمان مناسبی برای برگزاری این گفت‌وگو است. مراقب باشید چارچوب گفت‌وگو را موضوع مورد اختلاف قرار ندهید، زیرا ممکن است ادامه‌ گفت‌وگو ناممکن و تنش‌زا شود، بلکه بر روی قواعدی تمرکز کنید که رو به پیش دارند و رویکردی به آینده را مد نظر قرار می‌دهد. 
به یک توافق مشترک برسید
     وظیفه شما به عنوان رهبر تیم کمک به افراد درگیر در تعارض است تا به یک توافق برسند. برت می‌گوید: «راز این کار احترام به هر یک از طرفین و دلایلی است که پشت ‌نظرات آنها پنهان است». طبق نظر بویاتزیس، تنها راه انجام این کار، صحبت با هر یک از طرفین تعارض درباره مشکل است. او می‌گوید که اکثر رهبران تیم‌ها «گفت‌وگو را قطع می‌کنند یا به شیوه دستوری «این کار را نکنید» متوسل می‌شوند». برت در ادامه می‌افزاید: وقتی شرایط گفت‌و‌گو مهیا است، باید «سعی کنید نتیجه را به سمتی سوق دهید که شامل نظرات هر دو طرف باشد». سازش معمولا بار معنایی بدی در دنیای کسب و کار دارد، اما لازم نیست راه‌حل در کفه‌ترازو به نفع یک طرف سبک‌تر یا سنگین‌تر شود. به جای آن، راه حل موجود باید منافع هر دو طرف را برآورده سازد. در صورت امکان، می‌توان رابطه ای بین راه حل ارائه شده و اهداف مشترک گروه‌ها ایجاد کرد که بتواند چراغ راهی برای هر دو طرف باشد. 

چگونگی حرکت بعد از وقوع عدم توافق
     بویاتزیس معتقد است بهترین راه برای التیام بخشیدن به صدمات ناشی از منازعه این است که کار را از اول شروع کنید. یک کار نسبتا ساده پیش روی گروه قرار دهید تا به آنها کمک کنید به عنوان یک گروه دوباره حس اعتماد و اطمینان به آنها برگردد. به‌عنوان یک رهبر می‌توانید الگوی حرکت به جلو و تمرکز روی کار را برای اعضای تیم پررنگ سازید. اگر بعضی از افراد در نتیجه تعارض طرد شده‌اند، تلاش کنید با تعیین وظایف مهم برای آنها یا به حساب آوردن نظراتشان آنها را دوباره به تیم بازگردانید. در صورتی که احساسات جریحه‌دار شده‌اند، می‌توانید از طرفین بخواهید به خودشان فرصت دهند و برای مدت کوتاهی با هم کار نکنند. ادامه کار از این جهت مفید است که کمک می‌کند به طور منظم با مشارکت یکدیگر روی شیوه‌ کار کنترل داشته باشید. این کار به شما کمک می‌کند که مسائل را قبل از آنکه به بحران تبدیل شود تشخیص دهید.

اصولی که باید به خاطر داشته باشید
آنچه باید انجام شود:
- قبل از وقوع تعارض، فرآیند مدیریت تعارض ایجاد کنید.
- وقتی تعارض بین اعضای تیم در حال شکل گرفتن است، زود مداخله کنید.
- شاید بهتر باشد سریع‌تر کاری کنید که اعضای تیم دوباره با هم کار کنند.
آنچه نباید انجام شود:
- فکر نکنید تیم شما قطعا روی اهداف، ارزش‌ها یا دیدگاه‌های مشترک توافق دارد.
- نگذارید تعارض سخت‌تر شود و آن را به حال خود رها نکنید.
- به‌عنوان تیم نگذارید کارها بدون صحبت درباره تعارض پیش برود.
در زير دو موردكاوي در خصوص اين متن ‌
آورده شده است.
 HBR
منبع:
 


موضوعات مرتبط: روانشناسی، علمی
[ پنجشنبه هفدهم آذر 1390 ] [ ] [ ]

متاسفانه عده‌اي  بر اين گمان هستند که ايرانيان با آغوش باز به استقبال اعراب شتافتند!!! به همين دليل بر آن شدم که به بخشي از آن اشاره ‌کنم .

عبدالحسين زرين کوب در کتاب دو قرن سکوت مي نويسد: فاتحان، گريختکان را پي گرفتند؛ کشتار بيشمار و تاراج گيري باندازه اي بود که تنها سيصد هزار زن و دختر به بند کشيده شدند.شست هزار تن از آنان به همراه نهصد بار شتري زر و سيم بابت خمس به دارالخلافه فرستاده شدند و در بازارهاي برده فروشي اسلامي به فروش رسيدند ؛ با زنان در بند به نوبت همخوابه شدند و فرزندان پدر ناشناخته ي بسيار بر جاي نهادند

پس از تسلط اعراب

        در حمله به سيستان؛ مردم مقاومت بسيار و اعراب مسلمان خشونت بسيار کردند بطوريکه ربيع ابن زياد ( سردار عرب )  براي ارعاب مردم و کاستن از شور مقاومت آنان دستور داد تا صدري بساختند از آن کشتگان ( يعني اجساد کشته شدگان جنگ را روي هم انباشتند ) و هم از آن کشتگان تکيه گاهها ساختند؛ و ربيع ابن زياد بر شد و بر آن نشست و قرار شد که هر سال از سيستان هزار هزار ( يک ميليون ) درهم به امير المومنين دهند با هزار غلام بچه و کنيز. ( کتاب تاريخ سيستان صفحه۳۷، ۸۰ – کتاب تاريخ کامل جلد1 صفحه ۳۰۷)

      در حمله اعراب به ري مردم شهر پايداري و مقاومت بسيار کردند ؛ بطوريکه مغيره ( سردار عرب ) در اين جنگ چشمش را از دست داد . مردم جنگيدند و پايمردي کردند… و چندان از آنها کشته شدند که کشتگان را با ني شماره کردند و غنيمتي که خدا از ري نصيب مسلمانان کرد همانند غنائم مدائن بود .( کتاب تاريخ طبري؛ جلد پنجم صفحه ۱۹۷۵)

       در حمله به شاپور نيز مردم پايداري و مقاومت بسيار کردند بگونه اي که عبيدا ( سردار عرب ) بسختي مجروح شد آنچنانکه بهنگام مرگ وصيت کرد تا به خونخواهي او؛ مردم شاپور را قتل عام کنند؛ سپاهيان عرب نيز چنان کردند و بسياري از مردم شهر را بکشتند. (کتاب فارسنامه ابن بلخي؛ صفحه 116 -کتاب تاريخ طبري؛ جلد پنجم صفحه 2011)

       در حمله به اليس؛ جنگي سخت بين سپاهيان عرب و ايران در کنار رودي که بسبب همين جنگ بعد ها به « رود خون » معروف گرديد در گرفت. در برابر مقاومت و پايداري سرسختانه ي ايرانيان؛ خالد ابن وليد نذر کرد که اگر بر ايرانيان پيروز گرديد « چندان از آنها بکشم که خون هاشان را در رودشان روان کنم » و چون پارسيان مغلوب شدند؛ بدستور خالد « گروه گروه از آنها را که به اسارت گرفته بودند؛ مي آوردند و در رود گردن مي زدند » مغيره گويد که « بر رود؛ آسياب ها بود و سه روز پياپي با آب خون آلود؛ قوت سپاه را که هيجده هزار کس يا بيشتر بودند؛ آرد کردند … کشتگان ( پارسيان ) در اليس هفتاد هزار تن بود.( کتاب تاريخ طبري؛ جلد چهارم؛ صفحه ۱۴۹۱- کتاب تاريخ ده هزار ساله ايران؛ جلد دوم برگ 123)

     در شوشتر؛ مردم وقتي از تهاجم قريب الوقوع اعراب با خبر شدند ؛ خارهاي سه پهلوي آهنين بسيار ساختند و در صحرا پاشيدند. چون قشون اسلام به آن حوالي رسيدند ؛ خارها به دست و پاي ايشان بنشست ؛ و مدتي در آنجا توقف کردند. پس از تصرف شوشتر ؛ لشکر اعراب در شهر به قتل و غارت پرداختند وآناني را که از پذيرفتن اسلام خود داري کرده بودند گردن زدند.(کتاب الفتوح صفحه ۲۲۳–کتاب تذکره شوشتر, صفحه۱۶ )

     در چالوس رويان؛ عبدالله ابن حازم مامور خليفه ي اسلام به بهانه (دادرسي ) و رسيدگي به شکايات مردم؛ دستور داد تا آنان را در مکان هاي متعددي جمع کردند و سپس مردم را يک يک به حضور طلبيدند و مخفيانه گردن زدند بطوريکه در پايان آنروز هيچ کس زنده نماند … و ديه ي چالوس را آنچنان خراب کردند که تا سالها آباد نشد و املاک مردم را بزور مي بردند.(کتاب تاريخ طبرستان صفحه ۱۸۳ – کتاب تاريخ رويان؛ صفحه ۶۹ )

      در حمله به سرخس؛ اعراب مسلمان «همه ي مردم شهر را بجز يک صد نفر ؛ کشتند . (کتاب تاريخ کامل؛ جلد سوم؛ صفحه 208و 303)

    در حمله به نيشابور؛ مردم امان خواستند که موافقت شد؛ اما مسلمانان چون از اهل شهر کينه داشتند؛ به قتل و غارت مردم پرداختند؛ بطوريکه « آنروز از وقت صبح تا نماز شام مي کشتند و غارت مي کردند. (کتاب الفتوح؛ صفحه 282)

    در حمله ي اعراب به گرگان؛ مردم با سپاهيان اسلام به سختي جنگيدند؛ بطوريکه سردار عرب ( سعيد بن عاص ) از وحشت؛ نماز خوف خواند . پس از مدتها پايداري و مقاومت؛ سرانجام مردم گرگان امان خواستند و سعيد ابن عاص به آنان « امان » داد و سوگند خورد « يک تن از مردم شهر را نخواهد کشت » مردم گرگان تسليم شدند؛ اما سعيد ابن عاص همه ي مردم را بقتل رسانيد؛ بجز يک تن؛ و در توجيه پيمان شکني خود گفت: « من قسم خورده بودم که يک تن از مردم شهر را نکشم! .. تعداد سپاهيان عرب در حمله به گرگان هشتاد هزار تن بود. (کتاب تاريخ طبري جلد پنجم صفحه ۲۱۱۶ – کتاب تاريخ کامل؛ جلد سوم ؛ صفحه ۱۷۸ )

     پس از فتح” استخر” (سالهاي 28- 30 هجري) مردم آنجا سر به شورش برداشتند و حاکم عرب آنجا را کشتند. اعراب مسلمان مجبور شدند براي بار دوم” استخر” را محاصره کنند.مقاومت و پايداري ايرانيان آنچنان بود که فاتح “استخر” (عبدالله بن عامر) را سخت نگران و خشمگين کرد بطوريکه سوگند خورد که چندان بکشد از مردم ” استخر” که خون براند. پس خون همگان مباح گردانيد و چندان کشتند خون نمي رفت تا آب گرم به خون ريختندپس برفت و عده کشته شدگان که نام بردار بودند “چهل هزار کشته ” بودند بيرون از مجهولان.(کتاب فارسنامه ابن بلخي صفحه 135– کتاب تاريخ کامل؛ جلد سوم صفحه 163)

     رامهرمز نيز پس از جنگي سخت به تصرف سپاهيان اسلام در آمد و فاتحان عرب؛ بسياري از مردم را کشتند و زنان و کودکان فراواني را برده ساختند و مال و متاع هنگفتي بچنگ آوردند.(کتاب الفتوح؛ صفحه 215)

     مردم کرمان نيز سالها در برابر اعراب مقاومت کردند تا سرانجام در زمان عثمان؛ حاکم کرمان با پرداخت دو ميليون درهم و دو هزار غلام بچه و کنيز؛ بعنوان خراج سالانه؛ با اعراب مهاجم صلح کردند.(کتاب تاريخ يعقوبي صفحه 62 -کتاب تاريخ طبري جلد پنجم صفحه 2116, 2118 – کتاب تاريخ کامل؛ جلد سوم صفحه 178,179)

    جنايات اعراب تنها به اين شهر‌ها ختم نشده است و اينها تنها گوشه‌اي از تاراج ميهنمان به دست تازيان بود و آشکارا مقاومت ايرانيان در برابر آنان را ثابت مي‌کند.

در کتاب عقدالفريد چاپ قاهره-جلد ۲ صفحه ۵ -سخني از خسرو پرويز نقل شده که مي گويد: اعراب را نه در کار دين هيچ خصلت نيکو يافتم و نه در کار دنيا. آنها را نه صاحب عزم و تدبير ديدم و نه اهل قوت و قدرت. آنگاه گواه فرومايگي و پستي همت آنها همين بس که آنها با جانوران گزنده و مرغان آواره در جاي و مقام برابرند .فرزندان خود را از راه بينوايي و نيازمندي مي کشند و يکديگر را بر اثر گرسنگي و درماندگي مي خورند.از خوردنيها و پوشيدنيها و لذتها و کامروانيهاي اين جهان يکسره بي بهره اند.

 


موضوعات مرتبط: فرهنگ، علمی
[ پنجشنبه هفدهم آذر 1390 ] [ ] [ ]

باز باران با ترانه. می خورد بر بام خانه

یادم آمد کربلا راٰ. دشت پر شور و بلا را 

گردش یک ظهر غمگین .گرم و خونین

لرزش طفلان نالان .زیر تیغ و نیزه ها را

با صدای گریه های کودکانه و اندرین صحرای سوزان

می دود طفلی سه ساله پر ز ناله. دلشکسته پای خسته

باز باران .قطره  قطره می چکد از چوب محمل

آخ بارانآخ باران

  کی بباری بر تن عطشان یاران؟                                                           تر کنند از آن گلو  را                                                                 آخ باران ..آخ باران!


موضوعات مرتبط: ادب و هنر، اعتقادی
[ سه شنبه پانزدهم آذر 1390 ] [ ] [ ]

 

مشاهده دوربین های امنیتی به شکل مخفیانه

    با بهره گیری از این ترفند شما میتوانید به شکل مخفیانه ، دوربین های مداربسته نصب شده بر مکانهای امنیتی و سری را مشاهده کنید. مکانهایی اعم از نیروگاههای اروپایی ، آمریکایی و آسیایی ، کارخانه های خارجی ، شرکتهای پتروشیمی خارجی و .... .جالب اینکه این عمل مخفیانه از طریق جستجوگر معروف گوگل فراهم شده است. همچنین امکان مشاهده لحظه به لحظه بشکل عکس و همین طور با تغییر زاویه و بزرگنمایی نیز وجود دارد.

برای این کار:
به موتور جستجوی گوگل بروید. (www.google.com)
اکنون دستور زیر زیر را Copy & Paste کرده و جستجو نمایید:
inurl:"ViewerFrame?Mode="

حال گوگل نتایجی را برای شما مشخص میکند. کافی است به هر یک از لینکهای موجود کلیک کنید تا به یکی از دوربینهای مداربسته امنیتی مراجعه کنید. با استفاده از ابزار کنار صفحات میتوانید نمایش دوربین را تغییر دهید. لازم به ذکر است میتوانید تا صفحات زیادی پیشروی کنید و لینکهای متعددی را چک و دوربینهای هر یک را مشاهده کنید.

 


موضوعات مرتبط: کامپیوتر و اینترنت، علمی
[ دوشنبه چهاردهم آذر 1390 ] [ ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

امیرالمومنین(ع) : حکمت را هر کجا که یافتی فراگیر، زیرا حکمت گمشده هر مومن است...... اسم دنیا را شاید بتوان حکمتانه گذاشت! هرکس حکیم تر،حاکم تر! چه عالم زیبایی دارند حکما!
امکانات وب